اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٣ - ١٠٠- هرگز از سكوت غمگين نمىشود
تو را به امرى كه وارد بهشت مىكند، راهنمائى كنم» گفت بله يا رسول الله (صلى الله عليه و آله)! فرمودند: «از آنچه خدا به تو داده به ديگرى بده»، گفت: اگر محتاجتر از ديگرى بودم چه طور؟! فرمودند: «مظلوم را يارى كن» گفت: اگر ضعيفتر از كسى باشم كه ياريش مىكنم؟! فرمودند: «راهنماى انسان جاهل و احمق باش»، گفت: اگر خود، جاهلتر از ديگرى بودم؟! فرمودند:
«فَاصْمت لِسانك الّا مِنْ خير»:
«زبان خود را ساكت كن، جز براى خير». تو را خوشحال نمىكند اين كه در وجودت خصلتى از اين خصال باشد، كه به سوى بهشت تو را سوق دهد. [١]
مولى على (عليه السلام) نيز در صفات مؤمن در نهجالبلاغه مىفرمايند:
«كثيرٌ صمته، مشغول وقته»:
«مؤمن سكوتش زياد و وقتش مشغول است». [٢] آن قدر به دنبال كار خير است كه ديگر، وقتى براى كلام و سخن بيهوده ندارد.
|
كم گوى و بجز مصلحت خويش مگوى |
چيزى كه نپرسند تو خود پيش مگوى |
|
|
گوش تو دو دادند و زبان تو يكى |
يعنى كه دو بشنو و يكى بيش مگوى [٣] |
|
آن را كه شراب معرفت نوش كنند |
از هر چه به جز اوست فراموش كنند |
|
|
آن را كه زبان دهند، ديده ندهند |
و آن را كه دهند ديده خاموش كنند [٤] |
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايند: «در حكمت آل داود (عليه السلام) چنين آمده است:
«على العاقل ان يكون عارفاً بزمانه مُقْبلا على شأنه حافظاً لِلِسانه»:
«بر فرد عاقل لازم است كه عارف به زمان خود باشد و روى آورنده به شأن و امورات خود گردد و بررسى احوال خود كند و حافظ زبان خود باشد». [٥]
[١]. بحار الانوار، جلد ٧١، صفحه ٢٩٦.
[٢]. نهجالبلاغه، حكمت ٣٣٣ صبحى صالح، ٣٢٩ فيض الاسلام.
[٣]. ترجمه مصباح الشريعة مصطفوى، صفحه ١٢١.
[٤]. ترجمه مصباح الشريعة مصطفوى، صفحه ١٢١.
[٥]. شرح نهج البلاغه خوئى، جلد ١٢، صفحه ١٥٦ ..