اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥ - ٥٨- ٥٩- شامگاهان هراسان و صبحگاهان خوشحال!
مفتاح الحقيقة» در ذيل عبارات فوق چنين گويد: «يعنى وقف دل در غفلت از خدا است و به ياد او نبودن، و وجه مناسبت «وقف» به غفلت آن است كه وقف به معنى قطع است و غفلت از حضرت بارى نيز موجب قطع منافع دنيوى و اخروى است. اما دنيوى بواسطه آن كه اكثر منافع دنيوى منوط است، به ذكر الهى مثل طول عمر و وسعت رزق و عدم تظلم از ظالم، چنانكه در كتب ادعيه و احاديث مذكور است و از براى هر كدام از فوائد مذكوره، دعائى مقرّر است، حتّى گفتهاند كه: هيچ صيدى به قيد (و دام) صياد در نمىآيد، مگر به ترك ذكر خداى تعالى ... سپس در مورد عبارت «اذا غَفَلَ عن ذكر اللّه ...» مىگويد: «يعنى هرگاه كسى .... بعد از ياد الهى و توجه به جناب احديت به سبب اشتغال به كارهاى دنياى دنيه و ميل به لذّات فانيه كاسده (كه اهل معرفت به آن توجه نكرده و بازارش نزد آنها كساد است) از ياد او غافل شود، و از معموره ذكر رو به خرابه غفلت آرد، در اين حالت چنين مىيابد كه گويا از نورانيت به ظلمت، و از انس به وحشت ميل نموده، از اين جهت است كه مردان خدا و دوستان او از اختلاط مردم متوحشند، و در ميان مردم به ديوانگان و بلها (احمقها) شبيهند، و فى الواقع به عكس اين است و ...».
در مورد نشانههاى سهگانه نيز چنين گويد: نشانه وقف ... سه چيز است:
يكى- زائل شدن لذّت است از فعال عبادت، يعنى از طاعت و عبادت لذّت نيافتن، و اين نشانه غفلت و قساوت قلب است، چرا كه لذت طاعت و بندگى نمىباشد مگر با حضور قلب و
اطمينان خاطر، و در حال وقف كه حال غفلت است نه حضور قلب است و نه اطمينان خاطر.
دوم- تلخ نبودن معصيت است، اين نيز نشانه غفلت است، چرا كه ادراك كردن مرارت و تلخى از فعل معصيت فرع صفاى باطن است و ادراك كردن لذت از فعل طاعت، و در حال وقف و غفلت از بارى عزّاسمه، چنانكه از ارتكاب طاعت لذّت نيست از اقتراف (ارتكاب) گناه نيز تلخى نخواهد بود، از اين جهت است كه از