اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥ - ٧١- محافظت از دين
خود را كه از جان و مال و ناموس ارزشمندتر است به بهائى اندك مىفروشد، اگر همه دنيا را هم به انسان دهند در برابر زندگى ابدى آخرت بسيار كمارزش است.
وقتى خبر عملكرد حميد (والى خراسان) را به حضرت رضا (عليه السلام) دادند، فرمود يأس و نااميدى او از رحمت پروردگار، گناهش بيشتر از قتل شصت سيدهاشمى است! [١] (يعنى گناه نااميدى اين قدر بزرگ است و درگه او درگه نوميدى نيست).
مواظب باشيم دين فروش نشويم، نه ارزان نه گران، در اين وادى ما بايد به كسى اقتداء كنيم كه فروشنده نباشد، به مولائى چون على بن ابيطالب (عليه السلام) اقتداء كنيم كه مىفرمايد حاضر نيستم كمترين ظلمى به كسى نمايم و دانهاى
از دهان مورى گيرم، به اين مولى اقتداء كنيم كه چراغ بيت المال را به خاطر رف خصوصى طلحه و زبير خاموش مى كند به او اقتدا كنيم كه در برابر تقاضاى برادرش عقيل، آهن داغ به دست او نزديك مىكند، به فرزند او حسين بن على (عليه السلام) اقتداء كنيم كه جان و ياران خود را مىدهد، ولى دين نمىدهد، حاضر به اسارت زن و بچه خود مىشود ولى عقيده خود را از دست نمىدهد، به برادرش ابوالفضل (عليه السلام) اقتداء كنيم كه وقتى شمر ذى الجوشن براى او اماننامه مىآورد تا دين خود را به دنيا بفروشد دست ردّ به سينه آنها مىزند، به حجر بن عدىها و ميثم تمارها اقتداء كنيم كه جان مىدهند و از عقيده و آئين خود محافظت مىكنند.
اى عزيز! رفيق، همسر، پدر، مادر، برادر، خواهر و فرزند گرامى هر كدام از تو توقعاتى دارند، خصوصاً اگر به جائى رسى، از تو ملاحظاتى مىطلبند، اگر ديدى تقاضاها و توقعات آنها مساوى با شكستن حريم دين است بگو تا اين جا رفاقت و
[١]. چهارده معصوم (عليهم السلام)، صفحه ٩٩٦، در همين كتاب، صفحه ٩٩٥ دارد كه هارون در طوس باغى داشت كه مكرر به طوس مىرفت و در سال ١٩٣ به طوس آمد و فوت كرد و در باغ حميد بن قحطبه او را دفن كردند، در صفحه ٩٩٦ نيز مىگويد كه اين حميد، همان كسى است كه در مجلس مأمون در اثر اهانت به حضرت، شير روى پرده به امر حضرت او را بلعيد ..