اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨ - ٤٥- با ايمانى مملوّ از يقين
ايمان توأم با يقين دوگونه است: يك وقت علم را از طريق استدلال و برهان به دست آورده و مىداند هم كه مطلب همين است اين بسيار خوب است ولى بزرگان سالكين و پرهيزگاران، ايمان توأم با
يقين به نحو ديگرى دارند كه علم و يقين خود را از طريق مشاهده به دست آوردهاند، نه از طريق استدلال، يعنى با از بين بردن حجابهاى دنيوى و دورى از آنها خداوند را از طريق مشاهده يافتهاند، و به مرحله ايمان موقنين رسيدهاند، و اين ايمانى است كه با بادهاى تند القاءات ملحدين و ايرادات آنها فرود نخواهد ريخت. [١] كسى كه به اين مرحله از يقين نرسد، آن طور كه بايد طعم ايمان را نمىچشد.
روايتى از مولى على (عليه السلام) رسيده كه فردى از شما طعم ايمان را نمىچشد، تا اين كه علم و يقين پيدا كند كه آنچه به او مىرسد، خطا نبوده، و آنچه خطا است به او نمىرسد. [٢]
و در روايتى ديگر از مولى على (عليه السلام) نقل شده كه: همين كلمات را بسيار تكرار مى كردند و سپس مى فرمودند «نمىچشد فردى طعم ايمان را مگر اين كه بداند ضرر رساننده و نفع رساننده فقط خداوند عزوجل است» «انّ الضّارّ النّافع هُوَ اللّه عزّوجلّ» [٣] ولى ما كجا و اين ايمان كجا، به قول ملّامحمدمهدى نراقى: «يقين اشرف فضائل خُلقيه و مهمترين آنها است، يقين افضل كمالات نفسانى و اعظم آنها است، يقين كبريت احمرى است كه به جز بزرگان عرفا و فرزانگان اكابر حكماء آن را به دست نمىآورند، و كسى كه به اين مرحله رسيد رستگار شده و به رتبه عالى و سعادت عظمى نائل شده است». [٤]
در روايتى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) رسيده «اقلّ ما اوتيتُم اليَقين»: «يقين كمترين چيزى
[١]. رجوع كنيد به شرح ابن ميثم و خوئى در ذيل همين فراز.
[٢]. اخلاق شبّر، صفحه ٢٧٠.
[٣]. اخلاق شبّر، صفحه ٢٧١.
[٤]. جامع السعادات، جلد ١، صفحه ١١٩ ..