اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١ - ٤٩- خشوع در عبادت
به نماز ايستد، و افراد از جلو چشم او عبور كنند، يا در زمان و مكانى است كه ذهن مشوش است، در مكانى كه ترس از درندهاى دارد، يا در زمانى كه منتظر حادثهاى مثل باران و برف است، يا در مقابل عكس و يا در جائى كه تزئين شده، اينها همگى عامل حواس پرتى هستند، اگر هم مجبور شد بايد چشم به سجدهگاه دوزد.
در روايت است كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) به «عثمان بن ابى شيبه» فرمودند:
«انّى نَسِيْتُ انْ أقولَ لك تُخَمِّر القُدَير الذى فى البيت فَانّه لا ينبغى ان يكون فى البيت شىءٌ يَشْغل النّاس عن صلاتِهِم»:
«من فراموش كردم به تو بگويم، روى آن ديگ كوچك را كه در خانه دارى بپوشان، زيرا سزاوار نيست در خانه چيزى باشد كه مردم را از نمازشان بازداشته به خود مشغول كند». [١] عبارت (سزاوار نيست تا آخر) يك قانون كلى براى همه كس در همه جا است، كه نبايد چيزى كه او را از توجه به نماز بازمىدارد، در مقابلش باشد.
در روايتى ديگر آمده كه قبل از تحريم انگشتر طلا، پيامبر (صلى الله عليه وآله) در دست خود انگشترى از طلا داشتند، در بالاى منبر بودند كه آن را درآورده و پرتاب كردند و فرمودند:
«شَغَلَنى هذا نظرةً اليه و نظرةً اليكُم»:
اين انگشتر مرا مشغول كرده، نظرى به آن و نظرى به شما دارم، (من بايد نظرم هميشه به شما و هدايت شما باشد). [٢]
در روايتى ديگر رسيده كه ابوجهم، عبائى نفشدار براى پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرستاده بود، و پيامبر (صلى الله عليه و آله) در آن نماز خوانده و بعد از نماز از بدن بيرون كرده و فرمودند: «ببريد به ابوجهم دهيد، زيرا مرا الان در نماز مشغول به خود كرد و فرمودند عباى بىنقش او را بگيريد و نيز امر فرمودند تا بند كفش حضرت را عوض كنند، سپس در نماز چشم حضرت به آن افتاد كه جديد شده پس امر فرمود تا كشيده شود و همان بندهاى كهنه
[١]. محجة البيضاء، جلد ١، صفحه ٣٧٥.
[٢]. همان كتاب، صفحه ٣٧٦ ..