اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣ - ٤٩- خشوع در عبادت
آرى درخت شهوت انسان هم چنين است وقتى بلند شد و شاخههايش زياد گشت، افكار، مثل گنجشكها به سوى آن كشيده مىشوند و مثل مگسها كه به طرف كثافات مىروند به طرف آن مىآيند و دفع آنها مشكلات زيادى دارد، اين كه عرب به مگس «ذباب» مىگويد زيرا هر چه آن را ذُبّ يعنى دفع مىكند آبَ يعنى باز مىگردد و مجموعه اين دو «ذباب» مىشود، اين شهوات بر اصلى واحد كه حبّ دنيا است استوار است، حبّ دنيائى كه رأس هر خطيئه و اساس هر نقصان و منبع هر فسادى است و خدا ما را از اين امورى كه موجب غفلت و عدم خشوع و حضور قلب است، مصون دارد.
دوم از عوامل پراكندگى حواس، عامل درونى است و برگشت آن به همان مسائلى است كه جاذبه به خدا را زياد و حقارت دنيا و غيره را بيشتر مىكند، كسى كه جاذبههاى دنيوى اعم از ثروت و مال و جاه و مقام و غيره او را به خود جلب كرد، قهراً به طرف خدا جلب نشده و كسى كه به آنها خشنود شد، به خدا و مناجات با وى خشنود نمىشود.
جمع كردن حواس و حضور قلب و خشوع بسيار مشكل ولى لازم است، بزرگانى تصميم گرفتند دو ركعت نماز بخوانند كه از غير خدا غافل و تنها به خدا مشغول و متوجه باشند، ولى عاجز ماندند، چه رسد به ما و اى كاش جزئى يا ثلثى از نماز ما از وسواس و شيطنت و غفلت خالى بود، تا جزو كسانى مىشديم كه عمل صالح و غيرصالح را مخلوط كردند.
و بدان كه پرداختن به دنيا و پرداختن به آخرت در يك قلب جاى نمىگيرد، و مثل آبى است كه در قدحى پر از سركه ريزند، هر قدر آب ريخته شود، به همان مقدار از سركه كم مىشود و سر مىرود (نه سركه بصورت سركه باقى مىماند و نه آب بصورت آب خالص) و سعى كن اين چند دقيقه نماز را با مشكلات وداع گوئى.
هر چه بيشتر در اين دنيا مشغول شويم، و امورات زندگى را گسترده كنيم فكر