اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٥ - عفو و گذشت
خدمت به مردم و بندگان تو صدقه دادم و وقف كردم».
آرى برادرم وصفت عفو نورى است كه از جانب حق به قلب پاك بنده خاضع افاضه مىشود و پيوسته با اين نور خود را در مقابل عظمت حق كوچك و نسبت به بندگان او مهربان مىگردد، وقتى اين نور دل را منوّر كرد، از خلاف و عصيان ديگران چشمپوشى مىكند.
|
به خوارى منگر اى مُنعم ضعيفان و نحيفان را |
كه صدر مجلس عشرت گداى ره نشين دارد |
|
|
چو بر روى زمين باشى توانائى غنيمت دان |
كه دوران ناتوانىها بسى زير زمين دارد |
|
|
بلا گردان جان و تن دعاى مستمندانست |
كه بيند خير از آن خرمن كه ننگ از خوشه چين دارد |
[١]
كسى كه به ديگرى بد مىگويد و با سخن زشت خود او را مورد هتك و تحقير قرار مىدهد، با اين عمل به دلش زخم مىزند و دل او را مجروح مىكند، اگر در ملأ عام ناسزا بگويد زخمش عميقتر است و اگر تنها و بدون حضور كسى توهين كند، جراحتش خفيفتر خواهد بود، زخم ناسزاگوئى در محيط خصوصى براى روح، همانند بريدگى با خراش سطحى انگشت است.
شخصى كه مورد دشنام و اهانت واقع مىشود، اگر داراى سلامت فكر باشد در صورتى كه اهانت كننده از او معذرت بخواهد و در واقع با پوزش طلبيدن مرهمى بر دل مجروح وى بگذارد، فوراً اعتذارش را مىپذيرد، با بزرگوارى و كرامت نفس او را مىبخشد و زخم دلش خيلى زود التيام مىيابد.
از امام زين العابدين (عليه السلام) رسيده كه فرمود
: «انْ شَتَمَك رَجُلٌ عن يمينك ثمّ تَحَوَّلَ الى يسارك فاعتَذَر اليك فَاقْبَلْ منه»:
«اگر كسى از طرف راستت به تو ناسزا گفت و
[١]. شرح مصباح الشريعة از مصطفوى، باب شصت، صفحه ٢٥٠ تا ٢٥٣ ..