اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤ - ٨٢- گفتههاى او ملايم است
نكنيد.
بسيارى را ديدهايم كه هدايت كردن و راهنمائى كردن آنها چون با شدت و تندى بوده نه اثر مطلوب گذاشته، بلكه عكس نتيجه منفى داده و اين بيشتر در بين پيرمردها و پيرزنها مشهود است آنهائى كه ادعاى علم و تدين مىكنند، بارها ديده شده وقتى مىبينند جوانى نو رسيده استحبابى را در وضو و نماز رعايت نمىكند به شدت اعتراض مىكنند و با تندى مىخواهند اين مطلب را ياد او دهند در حالى كه خودشان هنوز نفهميده اين عمل مستحب است، حتى اگر واجب هم بود، اين طرزِ ارشاد نيست!
تعجب نكنيد كه عملى را نمىدانند، مستحب است و واجب مىپندارند، براى نمونه دست بالا بردن براى تكبيرة الاحرام مستحب است ولى الان بطورى عادت شده كه اگر كسى فقط بگويد (اللّه اكبر) و دست را تا نزديك گوشش بالا نبرد، مىگويند نمازت باطل است و غير اين مستحب از مستحبات ديگر كه فكر مىكنند واجب است.
يكى از خانمها روزى مىگفت: زن جوانى كه تازه ازدواج كرده بود، در ماه رمضان به مسجد آمده بود و احكام نماز جماعت را درست نمىدانست، و اشتباهى كرد و خودش گفته بود پس از مدتى طولانى، براى اولين بار به مسجد آمده، بعد از نماز، پيرزنى كه بىسواد بود و ادعاى تدين مىكرد، به او پرخاش كرد و گفت: چگونه زنى به سن و سال تو نبايد نمازش را درست بخواند و همينگونه صحبت كردن پيرزن با او موجب شد كه از مسجد برود و ديگر در آن مسجد ديده نشد. ما واقعاً مسؤوليم و بايد در آخرت جوابگو باشيم، اگر از ما روز قيامت بپرسند چه كسى به شما گفته بود اينگونه امر به معروف كنيد چه داريم بگوئيم.
يك بار خودم شاهد بودم كه جوانى دعائى مىخواند و آخر آن «برحمتك يا ارحم الراحمين» نبود و او گفت يك وقت پيرمردى بلند شد و گفت آخر اين دعا