اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٠ - ٥٢- پرهيزگاران طالب حلالند
مسأله حجاب و عدم چشمچرانى و عفيف بودن مرد و زن تكيه مىكند [١] و بسيار موارد تربيتى ديگر.
در علم كلام بحث شده كه ارسال رسل و انزال كتب و وجود امام برحسب قاعده لطف است يعنى خداوند كه اين انسان را خلق كرده و رشد او را مىطلبد، خود بايد شرائط اين رشد را كه رسول و كتاب و وجود امام است، تأمين كند. چرا ما اين قاعده را در بقيه امور و نسبت به خودمان فراموش كردهايم، اگر مىخواهيم فقر نباشد، بايد با فقر مبارزه كنيم اگر مىخواهيم فساد نباشد بايد روشهاى صحيح ديگر ارائه دهيم، زمانى بود كه جوانها به عكسهاى زنان آلوده و شخصيتهاى كاذب روى آورده بودند، و ما مىگفتيم اين كار صحيح نيست ولى حرف زدن كافى نبود، بايد چيزى ارائه مىداديم، و از اين رو در مجله مكتب اسلام اقدام به عكسهائى شد از مشاهد مشرفه و غيره كه اگر گفتند چه بزنيم، آنها را ارائه دهيم.
اين قاعده كلى است، اگر كسى يا افرادى را منع از كارى كرديم، بايد زمينه آن را فراهم كنيم، اگر مثلا مىگوئيم آقا روى ديوار اعلاميه و پوستر نچسبانيد، بايد در هر رهگذرى تابلو اعلانات بگذاريم. اينها همه را گفتيم تا روشن شود بحث طلب حلال از مصاديق اين قانون كلى است كه بايد زمينه را براى آن ايجاد كنيم، اين بحث اجتماعى مفصّل و مهمى است كه به جهت اختصار به آن اشارهاى كرديم.
مرحوم الهى در ذيل اين فراز (و طلبا فى حلال) چنين مىسرايد:
|
به روزى در پس كسب حلالند |
به حشر آسوده زاندوه و وبالند |
|
|
دهد رزق حلال آسايش دل |
شود بر طاعت دلدار مايل |
|
|
ستمكارى كه جوياى حرام است |
ز خون مردمش عيش مدام است |
|
|
نبيند روى آسايش شب و روز |
بسوزد عاقبت آن آتش افروز |
[١]. در كنار آيه «الزّانِيَةُ وَ الزّانِي» آيههاى «وَ أَنْكِحُوا الأَيامى ...» [سوره نور، آيه ٣٢]- «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ...» ...» [سوره نور، آيه ٣٣] «لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ ...» ...» [سوره نور، آيه ٣١] دارد و جالب اينجا است كه همه اينها در همان سوره نور است ..