اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢ - ٥٥- در عين انجام اعمال نيك باز هم ترسانند!
است، اما مرتبه اول كه عظيم و هولناك است اين كه شك يا انكار بر قلب در نزد سكرات موت ظاهر شده، و بر اين حالت قبض روح مىشود و اين حالت حجابى بين او و بين خداوند مىشود، و موجب دورى دائمى و عذاب هميشگى خواهد شد، و مرتبه دوم كه به مرتبه اول نمىرسد دوستى و محبت امرى از امور دنيوى و شهوت و تمايلى از آن شهوات دنيوى بر قلب او غلبه مىكند، و آنقدر قلب او مشغول به آن امر مىشود كه ديگر جائى براى غير آن نيست، و اين حالت موجب مىشود كه توجه او به دنيا شود و هرچه توجه او از خدا دور شودف به دنيا نزديك مى شود، حجاب بيشتر مىشود، وقتى حجاب آيد عذاب آيد، زيرا آتش الهى نمىگيرد مگر محجوبين و كسانى را كه بين آنها و خداوند پردهاى حائل شد و اما مؤمنى كه قلبش سليم وسالم از حب دنيا است و هم و غمش خداوند است آتش جهنم به او گويد: عبور كن اى مؤمن كه نور تو شعله آتش مرا خاموش كرد». مرحوم فيض در ادامه سخنانش مىگويد:
«هرگاه قبض روح در حالت غلبه حبّ دنيا باشد، مسئله مشكل است، زيرا انسان بر آنچه زيسته مىميرد، و ممكن نيست
قلب صفت ديگرى بعد از مرگ اكتساب كند كه متضاد صفت غالبى آن باشد، چون در قلوب تصرف ممكن نيست، مگر با عمل كردن جوارح و اعضاء و به تحقيق جوارح و اعضاء با مرگ باطل و فانى شده، و عمل كردن آنها نيز چنين شده است، پس نه اميدى در عملى و نه اميدى در رجوع به دنيا است كه تدارك كند، و در اين هنگام حسرت عظيم مىشود مگر اين كه اصل ايمان و محبت خداوند در قلب او رسوخ كرده باشد و با عمل صالح تقويت شده باشد، اگر چنين بود اين حالت كه در موقع مرگ عارض بر قلب شده، محو مىگردد، اگر ايمان او به اندازه مثقالى باشد او را در زمان كوتاهى از آتش خارج مىكند، و اگر كمتر باشد توقف او در آتش بيشتر است و اگر به اندازه مثقال و دانه گندمى ايمان بيشتر نداشته باشد از آتش خارج مىشود گرچه بعد از هزاران سال