اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٤ - ٧٧- و در ميان ذاكران از غافلان نيست
من سالم باشم، چطور در بازارى كه غِش در معامله و دروغ رواج دارد من از اين كارها نكنم؟!
آرى عزيزم! مىشود؛ پرهيزگاران چنين كردند و شد، نه امّل شدند و نه فاسد و نه نيرنگ زن، آنها نمىگويند «خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو» بلكه به قول آن شاعر «همرنگى تو مايه رسوائى توست».
گرچه محيط و عوامل اجتماعى مؤثر است ولى علت تامه براى انحراف نيست، و اينها عذرى نيست كه در روز محشر مورد پذيرش قرار گيرد، آرى در هر لحظه مىتوان به ياد خدا بود و چنان كرد كه غافلان نيز متذكر شوند، چرا من تحت تأثير آنها قرار گيرم، آنها تحت تأثير من باشند، چرا آنها بر باطل خود اين قدر استقامت كنند و من بر حق خود استقامت نكنم!
به ياد خدا باش و غفلت مَوَرز كه خداوند فرمود: وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَانِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ: «كسى كه از ياد خداوند رحمان روى گردان شد، براى او شيطانى مىگماريم كه همواره قرين او باشد». [١]
براى ذكر سه مرحله گفتهاند: ١- با زبان، كه زبان دائماً مشغول به اوراد و اذكار شرعى باشد، تا هر آن، غفلت را از خود دور كند. ٢- با قلب- باتوجه و ذكر قلبى كه در اثر تكرار و تداوم ذكر زبانى نيز حاصل مىشود، دل به ياد الطاف و نعمت و نقمت خدا مىافتد و مواظب و
مراقب است تا دلش نلغزد. ٣- با عمل، كه عمل او عملى است براى خدا و هر كس ببيند متذكر خداوند مىگردد.
در سفارشاتى كه رسول اللّه (صلى الله عليه و آله) به مولى على (عليه السلام) فرمودند، آمده: يا على سه چيز است كه اين امّت طاقت انجام آن را ندارند: ١- مواسات و برادرى. ٢- انصاف و حق دادن از صميم قلب به مردم. ٣- ذكر خداوند در هر حالى و ذكر تنها سبحان اللّه الحمدللّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اكبر نيست، بلكه اين است كه به حرامى از حرامهاى
[١]. سوره زخرف، آيه ٣٦ ..