اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨ - ٤٣- نشانههاى ديگر پرهيزگاران قوّت در دين
و مقام دست از افكار صحيح خود برنمىدارند، و چه بسا جان خود را در آن راه دهند چنانكه امام حسين (عليه السلام) و ياران باوفايش چنين كردند.
ولى در مقابل معروف است در زمان هارون مردى را مىبينيم كه: هارون او را احضار كرد و گفت: براى من چه چيزى حاضرى بدهى؟! يعنى تا چه حد آمادگى دارى براى من كار كنى؟ گفت: مالم را گفت: نه كم است، پس از مدتى او را خواست، گفت: چه مقدار حاضرى براى من مايه گذارى؟ گفت جانم را گفت: نه كم است، چند مرتبه چنين كرد تا در نهايت گفت: حاضرم ايمانم را براى تو دهم، گفت آفرين حالا خوب شد، و دستور داد براى او شمشيرى آوردند، و در يك شب ٧٠ نفر از اولاد پيامبر (صلى الله عليه وآله) را سر زد و در چاهى ريخت!!
اگر صفحات قرآن را ورق بزنيم در مورد توصيه قرآن به قوّتِ در دين در سه جا خطاب به بنىاسرائيل چنين آمده است: خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّة: «با قوت آنچه به شما داديم بگيريد». [١]
در يك جا نيز امر به حضرت موسى (عليه السلام) شده: فَخُذْهَا بِقُوَّة وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا: «اى موسى با قوّت دستورات ما را بگير، و قوم خود را نيز امر كن، تا به نيكوترين (يا به بهترين قدرت) آنها را بگيرند و عمل كنند». [٢]
در يك جا نيز امر به حضرت يحيى (عليه السلام) شده: يَا يَحْيَى خُذ الْكِتَابَ بِقُوَّة: «اى يحيى نوشته (دستورات) را با قوت بگير». [٣]
در مورد اين كه چرا بنىاسرائيل مورد اين خطاب واقع شدند، به نظر مىرسد، براى اين بوده كه بنىاسرائيل مدتى در اسارت فرعون بوده، و زن و مردشان به بيگارى كشيده شده بودند، و قوتشان را از دست داده و ترسو شده
[١]. سوره بقره، آيات ٦٩- ٦٣ و سوره اعراف، آيه ١٧١.
[٢]. سوره اعراف، آيه ١٤٥.
[٣]. سوره مريم، آيه ١٢ ..