اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠ - ٤٣- نشانههاى ديگر پرهيزگاران قوّت در دين
فى طَلَب الرزق فاذا سَلبتْ الرّزق فاطْلُبه بقوة».
اين گونه خطابها كه به بنىاسرائيل و حضرت موسى و يحيى (عليهما السلام) شده، فقط منحصر به آنها نيست، بلكه فرمانى است عمومى و همگانى، زيرا در هر كارى اگر قدرت عمل و اعتقاد به مسلك و نيروى كافى نباشد، كارى انجامپذير نيست، اگر اين پيامبران الهى با قاطعيت و نيرو و پشتكار به مبارزه با طاغوتهاى زمان خود برنمىخاستند، كسى به راه راست نمىآمد، بسيارى از كارها را با ضعف و ناتوانى و ملايمت نمىتوان انجام داد، خداوندى كه فرمان داده با قدرت، احكام او عمل شود، امر هم فرموده كه تمام نيروها را مهيا كنيد. وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِّنْ قُوَّة. [١]
در دنياى امروز كه دنياى نيرنگ و حيله و دغلبازى است، اظهار ضعف مساوى با نابودى و از بين رفتن است، از سياستمدارى پرسيدند، چرا روى قوانين و قانونگذارى كار نمىكنيد، تا مسائل بهتر حل شود؟ گفت: قانون يعنى لولههاى تفنگ، اين قانون است كه در اين زمان قدرت عمل دارد و نافذ است، وگرنه قانون پارلمانى و آنچه از مجالس مىگذرد، در بسيارى موارد كوچكترين اثرى ندارد، هر قانونى در جهت نيرو و قدرت دادن به استكبار باشد، مورد قبول و الا مردود است. اين چه دنيايى است، كه به طرفدارى از سلمان رشدى ادّعاى آزادى قلم و بيان مىكند ولى وقتى شهردار يكى از شهرهاى تركيه مىگويد من «لائيك» (لا مذهب) نيستم و مسلمانم، به جرم مسلمانى زندانى مىشود، اگر مسلمانها با نيرو و قدرت، عمل به اسلام نكنند كمكم اسلامى باقى
نمىماند، اين دستور اسلام و فرمان به مقاومت با قدرت براى چه موقع است، بايد مطمئن بود كه حق گرفتنى است و نه دادنى، گرچه ما مراكز بينالمللى را از نظر دور نمىكنيم، و بايد تا مىشود از راههاى مورد قبول عموم جهانيان حركت كرد، ولى دل هم به آنها نبستهايم، كه خود بايد به دنبال حق خود باشيم، وگرنه كسى دلش به حال ما نسوخته است، و اين با استقامت
[١]. سوره انفال، آيه ٦٠ ..