اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١ - فلسفه آزادى
آزادى حيوانات جنگل و درندگان غير از آزادى انسان است، و اى كاش آزادى بعضى از اين انسان نماها به اندازه حيوان بود، كدام حيوان درنده و وحشى تا وقتى گرسنه نشده به حقوق ديگران تجاوز كرده، و حقوق ديگران را پايمال كرده است! حيوان تا گرسنه نباشد ديگرى را طعمه خود قرار نمىدهد، تا به او ظلمى نشود حمله نكرده و از خود دفاع نمىكند؛ اما متأسفانه بسيار مىبينيم افراد و حكومتهائى را كه چگونه فقط براى ارضاء شهوات نفسانى و حبّ جاه و مقام و قدرتطلبى و زورگوئى به حق ديگران تجاوز كرده، و چه بسا در كشورى كودتا مىكنند، چنانكه ديديم آمريكا وقيحانه در ميان ديدگان مردم جهان پاناما را اشغال نظامى كرده و حكومتى را سرنگون مىكند، آيا حقيقت آزادى و حرّيت همين است، آيا حرمت حريم آزادى اين است؟! نه هرگز! اين آزادى غربى مشتمل بر انواع اسارتها است، شهوت را آزاد گذارده، و ثمره و محصولش فرزندان نامشروع، بيماريهاى آميزشى خطرناك مثل سوزاك، سفليس و بدتر از همه كه بيمارى دنياى صنعتى- شهوى، امروز بايد ناميد بيمارى ايذر است، بيمارى ناشى از روابط نامشروع، و كار به جائى رسيد كه ارمغان اين آزادى قرن بيستم را ديديم، و آن مشروعيت بخشيدن به اعمال زشت و پليد همجنسنبازان بود، مدعيان آزادى بىشرمانه در مجلس قانون گذارى خود حق تشكيل خانواده به دو مرد را دادند، و اعلان كردند، چون اين عمل رواج يافته و نمىتوان اين همه را از مزاياى خانواده محروم كرد، پس حق و مزايائى را كه به يك زن و شوهر دادهايم، بايد شامل اين افراد (پست) هم بشود، و چه بىشرمانه آن روحانى نماى مسيحى (چنانكه در تلويزيون هم به نمايش گذاردند) خطبه عقد بين دو همجنسنباز را اجراء كرده!! آيا
اين دستورات و تعاليم حضرت مسيح (عليه السلام) است آيا او مجوّز عملى است كه به سبب آن قوم لوط هلاك شدند، آيا او برخلاف فطرت و طبيعت اصيل انسانى حكم كرده است؟!
آرى بايد غرب بپذيرد كه دستاورد آزاديش پروندههاى قطور در محاكم