اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - چرا در عبادت بىنشاطيم
عبادت نيز بايد توأم با نشاط باشد و هدف از
عبادت و بندگى صفاى نفس و قلب است، عبادت اگر در حال كسالت و بىنشاطى انجام گيرد موجب كدورت قلب مىشود و بهتر است انجام نگيرد!
البته اين نكته گفتنى است كه در بعضى موارد و كارها عدم توجه طرف مقابل موجب بىنشاطى است مثلا اگر دانشآموزان توجه به معلم نكنند و معلم احساس بىتوجهى كند، سرد و بىنشاط مىشود، يك سخنران هم همينطور است (مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد) اين حالت بىنشاطى در بچهها هم پيدا مىشود، فرزندان هدفشان در بيشتر اعمالشان جلب توجه پدر و مادر و بزرگترها است مثلا اگر خوب درس مىخوانند يا به اصطلاح حركات و اعمالى مثل نماز خواندن انجام مىدهند، براى جلوه دادن خود است و بايد در اعمال نيك او بزرگترها به ويژه پدر و مادر به او توجه كنند، تا تشويق شود و اين كار بسيار اثر تربيتى در وى مىگذارد.
البته اين عامل بىنشاطى را بايد با ايمان قوى از بين برد، معلم مؤمن به ارزش كار و مبلّغ و سخنران معتقد به مبدأ و معاد از بى توجهى دانشآموز و مردم نمىنالند و همچون پيامبران الهى در اعمال الهى خود بىنشاطى نشان نمىدهند چون هدفى والا را دنبال مىكنند.
مرحوم الهى در ذيل اين فراز (و نشاطا فى هدى) گويد:
|
همى بينى در آن دلهاى آگاه |
نشاطا فى هدى شوقاً الى الله |
|
|
چو يابد راه كوى دلبرش را |
نشاطانگيز سازد خاطرش را |
|
|
لقد آنست ناراً جانب الطور |
هدينى فى الدجى نور على نور |
|
|
اضاء العين فى عين الظلام |
فيا بشريك من هذا الغلام |
|
|
فوادى مهجتى نور الهداه |
نشاط بهجتى عين الحيواه |
|
|
تقر العين اذ راح المدام |
و ماذا الراح بالشرع الحرام |
|
|
بشارت باد مستان صفا را |
بجان پويندگان راه وفا را |