اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥ - ٥٢- پرهيزگاران طالب حلالند
سفر اول اگر كسى بيايد، بايد از خود بى خود شود، از گناهانت استغفار كن، شايد مال حرام خوردهاى، وگرنه كانون نورى كه هر فاقد نور را نورانى مىكند، چرا بايد قلب تو را نورانى نكند، جائى كه مركز نور است، چرا نور قلب را نبايد زياد كند.
درست است كه در روايات داريم:
«كل شىء حلال حتى تعرف انه حرام»:
تا علم به حرمت ندارد هر چيزى حلال است ولى اين از نظر حرمت تكليفى است، يعنى تا ندانى حرام نيست بخورى ولى اثر وضعى خود را دارد، چنانكه اگر ندانى شيشهاى شراب است و بخورى فعل حرام انجام ندادهاى، ولى آيا مست نمىشوى!؟ مال حرام هم اگر علم نداشته باشد، به حرمت آن، ولى آن تاريكى را براى قلب خواهد آورد.
و نيز از همان حضرت است كه براى خداوند فرشتهاى است كه بر بام بيت المقدس ندا مىدهد در هر شب «مَنْ اكل حَراماً لَمْ يقبل اللّه منه صَرفا و لا عدلا و الصَّرفُ النّافلة و العَدلُ الفريضة»: «كسى كه حرام خورد خداوند صرف و عدل او را قبول نكند، و صرف نوافل و مستحبات و عدل فرائض و واجبات است». [١]
مولى على (عليه السلام) نيز فرمودند: «اى كميل زبان از قلب ظهور مىكند (يعنى هر چه در قلب است به زبان مىآيد و هر چه زبان مىگويد چيزى است كه از دل تراوش كرده است) و قلب از غذا پابرجا است، پس نظر كن، در آنچه قلب و جسم تو از آن تغذّى مىكند. اگر حلال نباشد خداوند تسبيح و شكر تو را قبول نمىكند.
اين بزرگوارانى كه اينگونه توصيه مىكنند خود از عاملان به اين دستورات الهى بودهاند، و جا دارد پرهيزگاران به آنها اقتدا كنند.
در احوالات پيامبر (صلى الله عليه و آله) آمده كه «امّ عبدالله خواهر شدّاد بن أوس قدح شيرى براى افطارى پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرستاد، حضرت توسط شخصى براى او برگردانده، فرمودند:
اين شير كجا بوده گفت: از گوسفند است بار ديگر پيامبر (صلى الله عليه و آله) برگرداندند، و فرمودند
[١]. سفينة البحار، جلد ١، ماده «حلل» ..