اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣١ - ٦٥- كوتاهى آرزوها
هدر مىدهد و آنگونه كه بايد نيرو صرف يك عمل كند، نمىكند.
آرزو نوعى خواستن است كه مطلوب و خواسته شده فعلا تحققى ندار و از عوامل و عللى كه ممكن است آن خواسته شده را در آينده تحقق بخشد اثرى و نشانى وجود ندارد، به همين جهت است كه انسان در حال آرزوهاى دور و دراز مجبور است انرژىهاى مغزى خود را در ساختن تصنّعى علل و عوامل و جابجا كردن حقائق و حذف و انتخاب نامعقول واقعيات مستهلك نمايد، در صورتى كه اين نيروها و انرژيهاى مستهلك شده ممكن است آرمانهاى بسيار مفيدتر و ضرورىتر از آن خواستههاى آرزوئى را تحقق ببخشد، نتيجه تباه كننده ديگرى كه آرزوها دور و دراز در بردارد همان است كه موجب ناپديد شدن آخرت و سراى ابديت و لقاء الله از افق روح آدمى مىگردد. اين همان خطر بزرگ است كه سر راه حيات هدفدار انسانها را مىگيرد و از حركت در مسير تكاملى «حيات معقول» باز مىدارد. آرزوها يك امواج زودگذر و ناپايدار مغزى نيستند كه لحظاتى سر بركشند و سپس فرو بنشنند، بلكه آرزوها همواره سطوح روانى امروز را كه روياروى حقايق و واقعيات و متأثر از آنها است مىتراشد و مىخراشد و قشرى از مفاهيم حقيقتنما و مطلوبنما در آينده را بر آن سطوح مىچسباند و جلو فعاليتهاى طبيعى روح را مىگيرد، اينان در فرداهاى بدون ديروز و امروز زندگى مىكنند.
|
عمر من شد بَرْخى [١] فرداى من |
واى از اين فرداى ناپيداى من |
(ناظر زاده كرمانى)
و به همين علت است كه درك و اشتياق به ابديت از افق روح محو مىشود و به جاى آن «فرداهاى» موهوم جانشين مىگردد. [٢]
مولى على (عليه السلام) در خطبه ٤٢ نهجالبلاغه چنين مىفرمايند:
[١]. بَرْخى: قربانى.
[٢]. شرح نهجالبلاغه محمدتقى جعفرى، جلد ٩، صفحه ٢٧٦، ذيل خطبه ٤٢ ..