اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤ - نكاتى در مورد علم و جهل
درباره پيامبر (صلى الله عليه وآله) مىخوانيم با اينكه او عقل كلّ بود ولى باز از طرف خداوند مورد خطاب قرار مىگيرد كه از ما علم بيشترى بخواه «قُل رَبِّ زِدْنى علماً» [١]: يعنى نسبت به علم هيچ توقفگاهى براى هيچ كس و هيچ حالى نيست، بايد تا آخرين لحظه به دنبال دانش رفت.
در مورد حضرت موسى (عليه السلام) نيز مىخوانيم با اين كه شرح صدر پيدا كرده بود، رب اشرح لى صدرى و حكمت و دانش در سينه داشت وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً: «هنگامى كه او نيرومند و كامل شد، حكمت و دانش به او بخشيديم». [٢] باز مأمور مىشود در برابر استادى چون حضرت «خضر (عليه السلام)» زانو زند، و همچون شاگردى از او درس گيرد
(قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً):
«موسى (عليه السلام) به آن مرد عالم الهى (خضر) گفت: آيا من از تو پيروى كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده است، و مايه رشد و هدايت است به من بياموزى؟ [٣]
اميرمؤمنان نيز مىفرمايد:
«العلم ميراث الانبياء و المال ميراث الفراعنه»:
«علم ميراث پيامبران و مال ميراث فرعونها است.» [٤]
٥- شرط اصلى مديريت و رهبرى علم و شناخت است.
حضرت «يوسف (عليه السلام)» هنگامى كه پيشنهاد مقام مهمى در حكومت مصر به او شد، وى گفت مرا به سرپرستى خزائن بگماريد، و دو دليل براى اين مديريت ذكر كرد: امانتدارى و عالم و آگاه بودن اجْعَلْنِى عَلَى خَزَائِنِ الْارْضِ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ: «مرا سرپرست خزائن اين سرزمين قرار ده چرا كه من امانتدار آگاهى هستم». [٥]
در داستان بنىاسرائيل نيز مىخوانيم هنگامى كه آنان آمادگى خود را براى
[١]. سوره طه، آيه ١١٤.
[٢]. سوره قصص، آيه ١٤.
[٣]. سوره كهف، آيه ٦٦.
[٤]. بحار الانوار، جلد ١، صفحه ١٨٥.
[٥]. سوره يوسف، آيه ٥٥ ..