اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٦ - ٦١ و ٦٢- توجه به باقى و زهد در فانى
لَا تَقْتُلُوهُ [١]
و دو مرتبه «قرة اعين» آمده: يكى در مورد بندگان مقرّب الهى است كه به خداوند مىگويند به ما همسران و فرزندانى ده كه مايه سرور باشد رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا
وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُن: [٢] و ديگرى در مورد نماز شب است كه خداوند مىفرمايد هيچ كس نمىداند براى شب زندهداران (كسانى كه نماز شب مىخوانند) چه مايه سرور و ابتهاجى قرار داده شده، و اين جزاى عمل آنهاست فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِىَ لَهُمْ مِّنْ قُرَّةِ أَعْيُن جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ [٣]
مفردات در ادامه گويد: گفته شده اصل «قرة» از «قرّ» به معنى سرد است پس «قرّت عينُه» به معنى اين است كه چشمش سرد شد، و گفته شد براى سرور، اشك
[١]. سوره قصص، آيه ٩.
[٢] .. سوره فرقان، آيه ٧.
[٣]. سوره سجده، آيه ١٧. در قرآن «تقرّ عينها» نيز در دو مورد درباره حضرت موسى (عليه السلام) آمده كه: «رجعناك الى امّك كى تقرّ عينها و لاتحزن» (سوره طه، آيه ٤٠) «رددناه الى مّه كى تقرّ عينها و لا تحزن»؛ رد كرديم موسى را به مادرش تا مايه سرور او شود و اندوهگين نباشد (سوره قصص، آيه ١٣) و يك مورد هم «تقرّ اعينهنّ» دارد كه در مورد زنان پيامبر (صلى الله عليه و آله) است «ذلك ادنى ان تقرّ اعينهنّ» اين نزديكتر است به اين كه موجب سرور آنها شود. (سوره احزاب، آيه ٥١) در اين آيه «حق قسم» را از پيامبر (صلى الله عليه و آله) برداشت، حق قسم آن است كه شوهر اوقات خود را در ميان همسران به طور عادلانه تقسيم كند، اگر يك شب نزد يكى از آنها است شب ديگر نزد ديگرى باشد و نبايد تفاوتى از اين نظر بين آنها باشد و اين يكى از احكام اسلامى است كه در فقه مورد بررسى قرار گرفته شده است.
پيامبر (صلى الله عليه و آله) به علت شرائط خاص خصوصاً در زمانى كه در مدينه بود، و هر ماه تقريباً يك جنگ بر او تحميل مىشد و در اين زمان همسران متعدد داشت، رعايت حق قسم به حكم آيه فوق از او ساقط شد، و مىتوانست هرگونه اوقات خود را تقسيم كند، هر چند او با اين حال حتى الامكان مساوات و عدالت را (چنانكه در تواريخ اسلامى است) رعايت مىكرد.
اين مطلب را خداوند براى رفع غم همسران كه ناراحتى مىكردند، و گاه رقابت داشتند، بيان كرد و اين كه حال مىدانستد حكمى الهى است و در برابر آن تسليم مىشدند و نيز حكمى است عمومى براى همه زنان پيامبر (صلى الله عليه و آله) (براى توضيح بيشتر به تفاسير رجوع شود- تفسير نمونه نيز در جلد ١٧ از صفحه ٣٨٤ به بعد توضيحاتى دارد) ..