اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٣ - معاتبة (توبيخ نفس)
الامانِىّ»:
«دانا كسى است كه نفسش ضعيف شده و براى بعد از مرگش عمل مىكند و احمق و نادان كسى است كه متابعت هواى نفس كرده، و آرزوهاى (غيرمعقول و دور و دراز) از خدا تمنّا مىنمايد». [١]
اگر اين مراحل ششگانه به خوبى طى شد ديگر جاى صفات رذيله تقلّب و دزدى و تكبر و نخوت نيست و انسان چنان مىشود كه در برابر حق مثل على بن يقطين صورت بر خاك سياه مىگذارد، و از ابراهيم جمال ساربان مىخواهد تا كف كفش خود را بر صورت آن وزير هارون گذارد، (داستانش گذاشت كه در اثر بىاعتنائى به ابراهيم جمّال كه يكى از دوستان امام هفتم (عليه السلام) بود، حضرت به او بىاعتنائى كردند، و گفتند: بايد رضايت او را حاصل كنى، و ابن يقطين براى رضايت ابراهيم جمّال صورت بر خاك درب خانه او گذارد، و از او خواست براى اين كه امام هفتم (عليه السلام) عذر او را بپذيرد، و خدا از او درگذرد ته كفش خود را روى صورت وى
گذارد و آن ساربان با اصرار على بن يقطين چنين كرد و على بن يقطين مىگفت «اللّهم اشْهَدْ (خدايا تو شاهد باش) كه بندهات از من گذشت.
آرى دستورات اسلامى و گفتار اولياء الهى اگر عمل شود، پشت وزير را هم خم كرده، و صورتش را به خاك تقرب الهى مىگذارد، آن هم وزير هارونى كه به ابر مىگفت: هر كجا مىخواهى ببار، كه از ملك و سطنت من خارج نيست!
آرى با عمل به راهيان اين راه، على بن يقطين تربيت مىشود كه طبق روايات، امام هفتم (عليه السلام) به اصحاب خود مىفرمودند: «اگر مىخواهيد يكى از صحابى رسول خدا (صلى الله عليه و آله) را ببينيد، در صورت او نظر كنيد، و نيز مىفرمودند: من شهادت مىدهم كه او اهل بهشت است». [٢]
[١]. محجة البيضاء، جلد ٨، صفحه ١٨٤، مدرك بحث در مراحل ششگانه عمدة محجة البيضاء، جلد ٨، صفحه ١٤٩ تا ١٩١ و عرفان اسلامى جلد ٢ بوده است.
[٢]. مرحوم حاج شيخ عباسى قمى در منتهى الامال در شرح حال امام هفتم (عليه السلام) جريان على بن يقطين را با رواياتى آورده است ..