ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٢٧
و بعضى گويند: فعّال است چيزى را كه بخواهد ايجاد كند و اعاده نمايد سپس خداوند سبحان ياد نمود خبر جماعت كفّار را و فرمود:
((هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ)) آيا بتو رسيد خبر آن كسانى كه لشكر كشيدند براى پيامبران خدا. يعنى آيا خبر آنها بتو رسيده است.
و برخى گفتهاند: مقصود قطعا بتو رسيده است. سپس بيان كرد اصحاب لشكر را و فرمود:
((فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ)) و مقصودش اينست ياد كن اى محمّد داستان آنها را ياد كردن شخص عبرت گيرنده كه چگونه تكذيب كردند پيامبران خدا را. و چگونه عذاب بايشان فرود آمد و چگونه پيامبران صبر كردند، و چگونه خدا آنها را يارى كرد.
پس تو هم صبر كن چنانچه آنها صبر كردند تا نصرت و يارى الهى بتو برسد چنانچه بايشان رسيد. و اين از مختصر گويى علم بديع و اشاره فصيح چنانى است كه كلام صريح هم جاى آن را نگيرد.
((بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا)) بلكه آنهايى كه كافر شدند يعنى مشركين قريش.
((فِي تَكْذِيبٍ)) تو و قرآن تواند آنها از چيزى كه موجب اعتبار است اعراض كردند. و اقبال نمودند بچيزى كه موجب كفر و طغيان است.
((وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ)) و خداوند از پشت آنها احاطه دارد يعنى ايشان در قبضه قدرت خدا و سلطنت اويند از او فوت نميشوند مانند آنكه محاصره و احاطه شده از اطرافش و براى او امكان فرار و فوت شدن ندارد و اين از بلاغت قرآنست.