ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٧ - تفسير
روايت كردهاند و كسى كه اشكال كرده بر اين معنى باينكه گفته نظر به معناى انتظار متعدّى به الى نميشود مثلا نميگويد: انتظرت اليه بلكه ميگويد انتظرته پس جواب آن از چند جهت خواهد بود يكى اينكه در شعر بمعناى انتظار و متعدّى به الى آمده چنانچه در بيت گذشته كه گفت (ناظرت الى الرّحمن) و مانند گفته جميل بن معر:
|
و اذا نظرت اليك من ملك |
و البحر دونك جدتنى نعما |
|
و وقتى بديده انتظار بسوى تو كه از پادشاهانى نگاه كردم و دريا در مقابل كرم تو چيزى نبود بمن نعمتها را بخشيدى و قول ديگر:
|
انّى اليك لما وعدت لناظر |
نظر الفقر الى الغنيّ الموسر |
|
بدرستى كه من بسوى تو بآنچه وعدهام دادى هر آينه نظر دارم نظر مستمندى بمردى ثروتمند و توانگرى، و امثال آن بسيار است، و دوّم اينكه حمل شود (الى) در قول خدا( إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ) بر اينكه آن اسم باشد و آن واحد و مفرد آلاء كه نعمت است باشد و اينكه در مفرد آن چهار لغت آمده آلى و الى مثل معا وقفا و الى و الى مثل حدى و حسى و تنوين بواسطه اضافه ساقط شده.
اعشى وائل گويد:
|
ابيض لا يرهب الهزال و لا |
يقطع رحما و لا يخون الى |
|
شمشيرى كه نميترساند ناتوانها را و قطع رحمى نميكند و نعمتى را كه باو عنايت شد خيانت نميكند. و براى هيچكس نيست كه بگويد اين از گفتههاى متأخّرين است كه بتحقيق اجماع بر آنها سبقت يافته پس بدرستى كه ما اين را قبول نداريم براى آنكه از على ٧ و مجاهد و حسن و غير آنان ياد