ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٩ - شأن نزول
يعنى آنچه امر كرده او را بآن (ما امره به) پس باء حذف شده و تقديرش ما امره پس هاء اوّل حذف شده و هاء مانده براى ما موصوله و هاء محذوف براى انسان( (قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ)).
شأن نزول
بعضى از مفسّرين گفتهاند: آيات در باره عبد اللَّه بن ام مكتوم نازل شده و او عبد اللَّه بن شريح بن مالك بن ربيعه فهرى از بنى عامر بن لوى است. و اين در وقتى بود كه او آمد خدمت رسول خدا ٦ در حالى كه آن حضرت با عتبة بن ربيعه و ابو جهل بن هشام و عبّاس بن عبد المطّلب، و ابى و اميّة پسران خلف مشغول صحبت بود و آنها را بسوى خدا ميخواند و اميد مسلمان شدن آنها را داشت.
پس ابن مكتوم گفت اى پيامبر خدا بخوان براى من و از آنچه خدا به تو آموخته بمن بياموز پس شروع كرد بصدا زدن پيغمبر ٦ و مكرّر آن حضرت را فرا خواند و نميدانست كه آن حضرت اشتغال دارد و با ديگرى مشغول صحبت است تا آثار كراهت در صورت پيامبر خدا ٦ براى قطع كلامش ظاهر و آشكار شد و در خاطر خود گفت كه اين بزرگان قريش خواهند گفت كه نابينايان و بردهگان پيروى او را نمودهاند. پس از آن نابينا اعراض نموده و بآن مردمى كه با آنها مكالمه ميكرد توجّه نمود. پس آيات مزبور نازل شد و بعد از اين جريان هر وقت پيامبر او را ميديد باو ميفرمود مرحبا بكسى كه خداوند مرا بسبب او توبيخ فرمود و باو ميگفت آيا حاجتى دارى و دو بار او را در دو غزوه در مدينه جانشين و خليفه خود فرمود.
انس بن مالك گويد او را در روز جنگ قادسيّه ديدم كه زرهى در بر و