ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥١ - تفسير و مقصود
تو پيامبر هستى برخيز و مردم را انذار كن و از خداى تواناى يكتا بترسان، و ايشان را دعوت بتوحيد و يكتا پرستى نما و در اين فرمانست آنچه كه بايد باشد زيرا خداى تعالى به پيامبرش وحى نميكند مگر با برهانهايى روشن، و معجزات ظاهرهاى كه دلالت كننده باشد بر اينكه آنچه بر او وحى ميشود، از طرف خداى تعالى پس نياز بچيزى كه جز آنها را ندارد و فزع و جزع نميكند.
و بعضى گفتهاند كه معنايش اينست اى كسى كه طالب و خواهان ردّ كردن آزارى بسبب فرو رفتن در جامهات بخواه ردّ آزار و اذيّت را بترسانيدن و انذار قومت از آتش اگر ايمان نياوريد. و بعضى گفتهاند: كه آن حضرت خود را بجامه كوچكى پيچيده تا بخوابد پس فرمان آمد اى خواب كننده از خواب بر خيز و بترسان قوم و خويشانت را.
٢ و بعضى گفتهاند كه مقصود به كلمه قم جدّيت و كوشش در كار و قيام، به رسالت و ترك سستى در اين وظيفه است و مثل اينست كه گفته شود از آنچه بآن امرت كردهام نخواب و كوتاهى نكن و اين مانند قول عرب است كه وقتى ميخواهد تعريف كند كسى را بكوشش و راستى عزيمت و تصميم ميگويد: فلانى در كارش خواب ندارد و مثل اينست كه خواب را محظور و مانع از صاحب حاجت ميدانند تا بحاجت و خواسته و نيازش برسد و باين مطلب اشعارشان گويا شده و گفتهاند:
|
الا يا ايّها النّاهى فزارة بعد ما |
اجدت لامر انّما انت حاكم |
|
|
ارى كلّ ذى وتر يقوم بوتره |
و يمنع عند النّوم اذا انت نائم |
|
آگاه باش اى آنكه منع كننده فزاره هستى از حرب و جنگ و انتقام بعد از آنى كه كوشش كردند بامرى كه تو از آن غافلى، ميبينيم بر صاحب خونى را كه