ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٤ - تفسير
و كسى كه او را در شكم مادرش آفريدم تنها كه نه مالى براى او بود و نه فرزندى يعنى وليد بن مغيره.
مقاتل گويد: رها كن ميان من و او را كه من منفردم بهلاكت و نابود كردن او.
ابن عبّاس گويد: وليد در ميان قومش وحيد ناميده ميشود و عياشى روايت كرده باسنادش از زراره و حمران و محمّد بن مسلم از حضرت ابى عبد اللَّه صادق و حضرت ابى جعفر باقر ٨ كه وحيد ولد زنا فرزند حرام است.
زراره گويد: گفتند بحضرت ابى جعفر ٧ كه يكى از بنى هشام در خطبهاش ميگفت من پسر وحيدم. فرمود واى بر او اگر ميدانست وحيد چيست بآن افتخار نميكرد. پس ما گفتيم بآن حضرت كيست او فرمود: كسى كه پدرش شناخته نشود (وحيد گفته ميشود) آن گاه ياد فرمود خداى سبحان مال و فرزندى كه باو روزى فرمود پس گفت( (وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً)) عطا از ابن عبّاس گويد: يعنى قرار دادم براى او مالى كه زياد كه ما بين مكّه تا طائف از شتران و اسبان نشان دار و گوسفندان و مستغلّات چنانى كه حاصل و گندم آن را پيوسته غلامان و كنيزان حمل ميكردند و چشمههاى بسيار.
مجاهد گويد: ممدود فراوانيت غلّه و گندمش از امسال تا سال بود كه غلّه نو بيايد تمام نشود پس آن كشيده بر ايّام سالست و براى او باغى بود در طائف كه ميوهاش در تابستان و زمستان قطع نميشد و ده پسر داشت و صد هزار دينار.
قتاده گويد: شش هزار دينار. سفيان گويد چهار هزار دينار.