ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٩ - لغت
و خدا مردگان را پراكنده نمود پس پراكنده و متفرّق محشور شدند، گويد نيز و آمده از ايشان نشر اللَّه الميت. خدا مرده را نشر فرمود.
متنبّى گويد:
|
ردّت صنايعه اليه حياته |
فكانّه من نشرها منشور |
|
زندگى او كارهاى او را بر گردانيد پس مثل اينكه او از زنده شدنش، منشور و پراكنده است و ندانستيم كه گفته باشند انشرت الثّوب و مثل آن لباس را پهن و گسترانيد مگر اينكه جايز است كه تشبيه كنند چيزى را بچيزى چنانچه جايز است مرده را بچيز پيچيده تشبيه كنند حتّى متنبّى گويد: منشور. پس همچنين جايز است كه پيچيده را تشبيه بمرده كنند. پس گفته شود صحف منشّره يعنى گويا آن نامه به پيچيدگيش مرده است پس وقتى باز شد گفته ميشود منشره باز شده.
لغت:
يقين. علميست كه ميابد انسان خنكى اطمينان را در سينه و گفته ميشود فلانى يافت برد و خنكى يقين را خنك نمود سينهاش را يقين و به جهت همين خداى سبحان توصيف بمتيقّن نميشود.
و قسوره شير است و گفته شده آن از مادّه قسره يقسره قسرا وقتى كه او را قهر و غلبه نمود.
و اصل فرار انكشاف از چيزيست و از آنست كه ميگويند فرّاء الفرس يفرّ فراّ وقتى كه سال او را تعيين و ظاهر ميكنند. و صحف جمع صحيفه و آن ورقيست كه از شأنش اينست كه از اين رو بآن رو كنند براى نوشتههايى كه در آنست و از آنست مصحف كه جمعش مصاحف است.