ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦١ - شرح لغات
اتزان و آن گرفتن و خريدن چيز است با وزن و كشيدن. و اذا كالوهم او وزنوهم عيسى بن يعمر (هم) را فضل قرار ميداد در محلّ رفع او تأكيد براى ضمير در كالوا او وزنوا. و باقى از قاريان آن را ضمير منصوب قرار ميدادند و آن صحيح است و اهل حجاز ميگويند وزنتك حقّك. حقّ تو را وزن كردم و كشيدم و كلتك طعامك گندم تو را پيمان كردم و قرآن هم بر اين نازل شده. و غير اهل حجاز ميگويند:
وزنت لك براى تو كشيدم و كلت لك. براى تو پيمانه كردم و گفته ميشود اخسرت الميزان و خسرته يعنى در كشيدن كم گذاردى.
السّجين: بر وزن فعيل از سجن است. ابن مقبل گويد: ضربا تواصى به الأبطال سجّينا) ضربتى را كه شجاعان و قهرمانان سخت بآن توصيه ميكردند و بعضى گفتهاند: سجّين آن زندان و حبس ابديست. براى اينكه اين وزن براى مبالغه است. گويند شرّيت سكّير و شرّير. شرابخوار زياد. بسيار مست كرده. آدم زياد بد.
الرّقم: طبيعت خط است بآنچه در آن علامت براى چيزى است گفته ميشود. رقمت الثّوب ارقمه رقما. پيراهن را رقم زدم. خط كشيدم. خط ميزنم خط زدنى.
الرّين: اصل آن غلبه است. ران على قلبه. يعنى بر دلش غالب شد و الخمرترين على قلب السّكران شراب بر قلب ميگسار مست غالب ميشود و الموت يرين على الميّت مرگ بر مرده غلبه كرده و او را ميبرد از جهان در حديث عمر ابن خطّاب است كه در باره آن گفت چون دين و قرض بر او غلبه كرد طلب دين و قرض نمود در حالى كه اعراض از اداء آن داشت. پس صبح كرد در حالى كه قرض احاطه كرده بود بمال او تا اينكه تمام مالش را غلبه كرده.