ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٣ - تفسير و مقصود
حرارت و سوزش آتش ايشان را فايدهاى دهد و نه آبى كه از عطش و تشنگى- سودى بخشد.
((إِلَّا حَمِيماً)) و آن آب داغ پر سوزش و حرارت است.
((وَ غَسَّاقاً)) و آن چرك و خون اهل آتش است.
((جَزاءً وِفاقاً)) مقاتل گويد: يعنى موافق عذاب آتش شرك است به جهت اينكه هر دوى آنها بزرگ است. زيرا گناهى بزرگتر از شرك نيست و عذابى سختتر از آتش نيست. زجاج گويد: پاداش ميشوند پاداشى كه موافق اعمالشان باشد. و آن از ابن عبّاس و قتاده و مجاهد روايت شده و وفاق بر مقدار جريان دارد. پس جزاء و پاداش (كيفر كردار) موافق است براى اينكه آن بر مقدار در استحقاق اعمال جريان دارد.( (إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً)) حسن و قتاده گويند: يعنى ما اين عذاب را در باره گروه كفّار نموديم براى اينكه ايشان ترس از حساب نداشتند. يعنى ايمان به بعث و حساب نداشتند. ابى مسلم گويد: خوف پاداش اعمال و كيفر كردار نداشتند و گمان نميكردند كه براى ايشان حسابى باشد.
هذلى گويد: رجاء در اينجا بمعنى خوف و ترس است.
|
اذا لسعته النحل لم يرج لسعها |
و خالفها فى بيت نوب عواسل |
|
وقتى كه مگس و زنبور عسل گزيد ترسى نيست مر گزيدن او را و در كندو عسلهايى بجا خواهد گذاشت.
شاهد در اين بيت: كلمه لم يرج است، كه بمعنى خوف و ترس آمده است.
((وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا)) يعنى تكذيب كردند بآنچه را كه انبياء آوردند.