ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧ - لغت
((رَبُّ الْمَشْرِقِ)) دو احتمال دارد:
١- اينكه وقتى فرمود و يادكن نام پروردگارت را از اوّل قطع كرده، و فرموده (هو ربّ المشرق) اوست پروردگار خاور پس ميباشد خبر مبتداء محذوف.
٢- اينكه مبتداء باشد و خبرش جمله( (لا إِلهَ إِلَّا هُوَ)).
و كسى كه بجرّ خوانده باتباع و پيروى كلمه( (اسْمَ رَبِّكَ)) و امّا قول كسى كه مزمّل را بتخفيف زاء خوانده است پس بنا بر حذف مفعول به (يا ايّها المزمّل نفسه و يا ايّها المدثّر نفسه) است و حذف مفعول در كلام بسيار است.
حطيئه شاعر گويد:
|
منعّمة تصون اليك منها |
كصونك من رد اشرعتى |
|
(تعريف ميكند زنى را و ميگويد صاحب وقار و نعمتى كه حفظ مىكند حديث را از بازگو كردن چنان كه تو خود را حفظ ميكنى از مردى كه متكبّر و ستمكار باشد. شاهد اين بيت كلمه حديثا است كه حذف شده مانند گفته شنفرى كه ميگويد:
|
كانّ لها فى الارض نسيا تقصّه |
على امّها و ان تكلمك تبلت |
|
گويا براى آن جاريه در روى زمين گمشده است كه سرش را به زير انداخته و آن را در طريق جستجو ميكند و سخن خود را از حياء قطع مينمايد.
و كسى كه (قم الليل) را بضمّ خوانده ممكن است كه ضمّ آن براى اتباع (المزّمل) باشد.
لغت:
المزّمل در اصل المتزمل يعنى پيچيده در لباس تاء ادغام در زاء