ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩٣ - اعراب
اعراب:
زجاج گويد: جواب اذا قول خدا فملاقيه است و معنا اينست هر گاه روز قيامت شود انسان عملش را خواهد ديد. (اذا كان يوم القيمة لقى الانسان عمله) و هاء قول خدا در فملاقيه ممكن است تقديرش فملاق ربّك باشد و ممكن است فملاق كدحك يعنى عملك و سعيك باشد. و قول خدا.( كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً) بعضى گفتهاند: الى در اينجا بمعناى لام است. و وجه درست و صحيح در آن اين است كه محمول بر معنى باشد براى اينكه معنايش اينست ساع الى ربّك سعيا. تو بسوى خدايت كوشش كردى كوشش كردنى بنا بر اينكه محتمل است كه الى متعلّق بمحذوف باشد. و تقديرش اين باشد انّك كادح لنفسك صابرا الى ربّك تو براى خودت در رنج و كوشش و رونده بسوى پروردگارت هستى چنانچه قول خدا.( وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ) معنايش تبتّل من الخلق راجعا الى اللَّه تعالى از خلق خدا به بر در حالى كه رجوع بخداى تعالى دارى يا رغبت و ميل باو دارى. و قول خدا.( يَدْعُوا ثُبُوراً) يعنى او ميگويد: يا ثبوراه. پس مثل اينكه ميخواند او را و ميگويد يا ثبور تعالى. اى ثبور بيا. پس هذا يا انّك مثل چيزى است كه در يا حسرتى. گفته شده. پس بنا بر اين ثبورا مفعولا به.( أَنْ لَنْ يَحُورَ) است.
تقديرش ان لن يحور است. پس ان در اينجا مخفّفه از انّ مثقّله است. و جايز نيست كه آن ناصبه فعل باشد. براى اينكه جايز نيست دو عامل بر يك كلمه جمع شود. و قول خدا( (فَما لَهُمْ)) مبتداء و خبر است و( لا يُؤْمِنُونَ) جمله منصوبه در محلّ حال است و تقديرش اينست اىّ شىء استقرّ لهم غير مؤمنين. چه چيز براى ايشان كه غير مؤمنين هستند مستقرّ شده است.