ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٦ - تفسير
و اين جايز نيست بعلّت اينكه هر منظور اليه بديده و چشم مشار اليه بحدقه و لحاظ است و خداوند تعالى منزّه است از اينكه اشاره بچشم شود چنانچه اجلّ از اين است كه اشاره بانگشتان گردد و نيز رؤيت بحاسه چشم نميشود مگر بمقابله و توجّه و باتّفاق همه خدا بالاتر است از اين و نيز رؤيت و ديدن بچشم نميشود مگر باتّصال و پيوست شعاع بمرئى و ديده شد، و خداوند منزّه است از اتّصال و پيوست شعاع باو[١] بنا بر اينكه نظر در لغت افاده رؤيت نميكند. زيرا كه آن وقتى متعلّق بچشم شد افاده طلب رؤيت ميكند چنانچه وقتى متعلّق بقلب شد افاده طلب معرفت ميكند بدليل گفته آنان كه ميگويند (نظرت الى الهلال فلم اره) نگاه بماه كردم و آن را نديدم پس اگر نظر افاده رؤيت و ديدن ميكرد هر آينه اين گفته ساقط و متناقض بود و گفته ايشان (ما زلت انظر اليه حتّى رأيته) پيوسته نگاه بسوى او نمودم تا وى را ديدم و نميشود چيزى غايت و نهايت خودش باشد. پس نميگويند ما زلت اراه حتّى رأيته. پيوسته ديدم او را تا ديدم او را و براى اينكه ناظر را ناظر بضروره ميدانيم ولى بيننده را بيننده بالضّروره نميدانيم بدليل اينكه ما از او ميپرسيم آيا ديدى ماه را يا نه.
و امّا آنان كه نظر در آيه را بانتظار حمل كردهاند در معناى آن به چند قول اختلاف كردهاند (١) يعنى منتظر ثواب پروردگارند و اين معنى از مجاهد و حسن و سعيد بن جبير و ضحّاك روايت شده كه آنها از على ٧-
[١] اگر گفته شود چرا رؤيت بحس مشترك را مانند رؤيت صورتها در- خواب و ديدن فرشتگان نفى ميكنيد. گفتيم وقتى واجب الوجود جسم و متعلّق بجسم نبود ميفهميم كه هر چه ما تصوّر جسم كنيم پس او خدا نيست