ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٩ - لغت
ابو على گويد: ياء بنا بر آنچه كه گذشت از ذكر انسان[١] پس بدرستى كه مقصود بآن كثرت و عموم است مثل قول او كه ميفرمايد:( إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً) ثم قال( إِلَّا الْمُصَلِّينَ)[٢].
لغت:
التحريك: گردانيدن چيزيست از مكانى بمكان ديگر يا از جهتى بجهت ديگر بفعل حركت در آن.
و الحركه: چيزى كه بسبب آن حركت دهنده حركت ميدهد.
و المتحرك: منتقل شونده است از طرفى بسوى ديگر.
و اللّسان: آلت و وسيله سخن گفتن است.
و العجله: طلبيدن و خواستن چيزيست پيش از وقتى كه سزاوار است در آن وقت شود و نقيض و ضدّ عجله ابطاء و تأخير است.
و السّرعه: كردن كار است در اوّل وقتى كه آن كار بايد در آن انجام شود و ضدّ آن سستى و تأنّى است.
و القرآن: اصلش ضميمه كردن و جمع نمودن و آن مصدر است مثل رجحان و نقصان.
و البيان: اظهار معنائيست براى نفس و شخص بچيزى كه تميز داده شود بسبب آن از غيرش و نقيض بيان اخفاء و اغماض پنهان كردن و چشم پوشيدن
[١] مترجم گويد: فرمود أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ( ١) بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ( ٢) يَقُولُ الْإِنْسانُ( ٣) يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ( ٤) بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ( ٥) چون در اين پنج آيه قبل ذكر انسان شده لذا يحبّون و يذرون را با ياء خواندهاند كه حكايت از غايب ميكند.
[٢]- و مانند آن وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا.( مترجم)