ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٧ - تفسير
مجزوم شود بلكه استيناف نموده و از سر گرفت.
مبردّ گويد: تقديرش اينست ثم نحن نتبعهم و غير از استيناف جايز نيست زيرا.( أَ لَمْ نُهْلِكِ) ماضى است و( ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ) مستقبل است و مويّد آن قول حسن بصريست كه آخرين مردمى هستند كه قيامت بر ايشان قيام كند.
((كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ)) يعنى چنانچه ما هلاك كرديم مردم ستمگر و كفّار گذشته و پيشين را همانطور با تكذيب كنندگان از اهل مكّه خواهيم نمود و البتّه ايشان را هلاك و نابود كرد. در روز بدركه كشته شدند و گاهى ميشود هلاكت و نابودى بگرديدن چيز يا انسان بجايى كه نميداند كجاست آنجا يا باعدام و نابودى او يا به پنهانى مكان او و گاهى هم بمردن و گاهى به مسخ شدن بصورت سنگ و جمادى خواهد بود( (وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ)) يعنى روز پاداش و جزاء( (لِلْمُكَذِّبِينَ)) به تكذيب كنندگان پس ايشان كيفر ميشوند بسختترين عذابها و شكنجهها.
((أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ)) آيا ما شما را نيافريديم از آب كم و ناچيزى يعنى ناچيز كم فايده. و در آفرينش انسان بر اين كمال از خواص صحيحه و عقل شريف و تميز و نطق و بيان از يك قطره و يا ذرّه آب ناچيز بزرگترين اعتبار و روشنترين حجّت و برهانست بر اينكه براى او صانع و آفريدگار و مدبّر دانا مصلحت انديشى است و منكر اين مانند آنست كه با براهين روشن عقلى مكابره كند.