ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٢ - شأن نزول
شاعر گويد:
|
ام هل كثير بلى لم يقض عبرته |
اثر الاحبّة يوم البين مشكوم، |
|
يعنى آيا بتحقيق پاداش ميدهد عاشق گريانى را كه بر فراق دوستان خود بسيار گريسته است. شاهد اين بيت كلمه هل است كه بمعناى قطعا آمده است.
اعراب:
جمله( (لَمْ يَكُنْ شَيْئاً)) در محلّ رفع است زيرا كه آن صفت حين است تقديرش اينست (لم يكن شيئا مذكورا) و امشاج جايز است صفت براى نطفه و جايز است هم بدل و هم وصف باشد مانند قول ايشان كه ميگويند برمه اعشار و ثوب اسمال. و (نبتليه) در محلّ نصب است بنا بر حاليت.
(إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً). دو حال هستند از ها در (هديناه) يعنى راهنمايى كرديم سپاس گذار و ناسپاس را و (عينا) در منصوب بودن او چند وجه است.
(١) اينكه بدل از كافورا باشد وقتى كافور را اسم عين قرار دادى پس بدل كلّ از كلّ ميشود (٢) اينكه بدل از قول خدا( (مِنْ كَأْسٍ)) يعنى مينوشند از چشمهاى پس «من» كه حرف جارّ است حذف و وصل بفعل شده پس او را نصب داده.
(٣) اينكه منصوب باشد بنا بر مدح و تقديرش اينست يعنى چشمهاى كه- ميآشامند آن را يعنى آب آن را زيرا چشمه نوشيدنى نيست بلكه آب چشمه نوشيدنى است.
شأن نزول:
خاصّه يعنى عموم شيعيان و اماميّه و اهل سنّت روايت كردهاند كه آياتى از اين سوره. آيه( إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ) تا آيه( (وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً)) در