ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٧ - مقصود و تفسير
مهموم و غمگين شدم در خاطر خودم بتمام همها و غصّهها پس شايسته به خودم شايسته آن غم و غصّههاست.
شاهد در اين بيت كلمه فاولى و اولى است.
العلقه: قطعهاى از خون بسته شده است.
السّدى: كالمهل و بيهوده گذاردن است.
اعراب:
در اعراب اولى چند وجه است ١- اينكه مبتداء و خبرش لك باشد.
٢- اينكه خبر براى مبتداء محذوف باشد تقديرش اين باشد (الشّر اولى لك) و بنا بر اين لام در لك براى اختصاص است مثل آنكه بگويد: (الشّر اولى لك من الخير) شر براى تو از خير بهتر است و جايز است اينكه بمعنى (من) باشد. و تقديرش (الشّر اقرب منك. و سدى منصوب است، بر حاليت از قول او (يترك).
مقصود و تفسير:
سپس خداى سبحان بيان نمود حال ايشان را در موقع جان كندن پس گفت( (كَلَّا)) كافر ايمان باين نميآورد. و بعضى گفتهاند. بمعناى حقا است( (إِذا بَلَغَتِ)) نفس و يا جان وقتى رسيد. و آن را ياد نكرد بدلالت كلام بر آن چنانچه فرمود( (ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ)) يعنى بر پشت زمين.
((التَّراقِيَ)) يعنى استخوان متّصل و پيوسته بگلو. و از اين كنايه بر اشراف بر مرگ زده( (وَ قِيلَ مَنْ راقٍ)) يعنى و گفت كسانى كه از فاميلش حاضر بود (هل من راق) ابى قلابه و ضحّاك و قتاده و ابن زيد گفتند. يعنى آيا طبيبى كه او را شفا دهد و يا مداوا كند هست. پس آن را نمىيابند قتاده گويد: