ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٦ - دليل
ذو الرّمه ميگويد:
|
و ربّ عظيمة دافعت عنها |
و قد بلغت نفوسهم التّراقى |
|
و چه بسا مشكلهاى كه از آنها دفع نمودم و حال آنكه جانهاى ايشان بگلوشان رسيده بود. شاهد در اين بيت كلمه التّراقى است كه جمع ترقوه يعنى گلوست.
و الرّاق: جويا و طالب شفاست رقاه يرقيه رقيه هنگامى كه براى او طلب درمان و شفاء نمايد بنامهاى شريف خدا و آيات عظيمه و امّا العوذه. آن دفع بلاهاست بكلمات اللَّه تعالى. عرب ميگويد: قامت الحرب على ساق. يعنى جنگ با شدّت و سختى بپاشد.
ميگويد:
|
فاذا شمرت لك عن ساقها |
فوء بها ربيع و لا تسأم |
|
وقتى دامنش را برايت جمع نمود و بالا زد پس اى ربيع آميزش كن و ملول و كسل هم نشو شاهد در اين بيت كلمه ساقهاست و التّمطى: تمدّد بدنست از كسالت و اصل آن اينست كه باطنش را ظاهر كند. و گفته شده كه اصل آن تمطط است. پس يكى از دو طا را ياء قرار دادند و آن از مط بمعناى مد است مانند قول آنان تظنّيت و امليت و مانند آن و نهى كردهاند از رفتن مطيطاء يعنى متكبّرانه راه رفتن باين كيفيّت كه دستهايش را از روى تبختر و خود خواهى حركت دهد.
اولى لك: كلمه وعيد و تهديد است.
خنساء شاعره گويد:
|
هممت بنفسى كل الهموم |
فاولى بنفسى اولى لها |
|