ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣١٢ - تفسير
كرد و طومار دوستى را از روى عداوت بست و مبادرت برفتن نمود.
شاهد اين بيت كلمه و أب ليذهبا.
و در باره الأب گويد:
|
جذمنا قيس و نجد دارنا |
و لنا الابّ بها و المكرع |
|
اصل و ريشه ما از قيس است و در شهر نجد است خانه و منزل ما و براى ما در آنجا چراگاه و نخلستانى در كنار آب است.
شاهد اين بيت كلمه اب است كه بمعناى چراگاه است.
الصّاخه: يعنى صاكه خراشيدن گوش بجهت شدّت صوت آن كه كر كننده است.
القتره: دود و از آنست قتار باد سياه زيرا آن مانند دود است.
اعراب:
(فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ:) آن عامل در ظرف است (جار و مجرور) در قول خدا( (لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ)) براى هر كدام از ايشان در آن روز شغليست كه او را بىنياز ميگرداند. يعنى ثابت دارد براى هر كدام از ايشان آن شغل را در وقت آمدن صداى دوّم اسرافيل.
تفسير:
و چون خداوند سبحان باو نمود خلقت پسر آدم را ياد كرد روزى او را براى اينكه عبرت بگيرد( (فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ)) بايد آدمى نگاه به طعامش كه ميخورد و او را تقويت و نيرو ميبخشد از طعامهاى لذيذى كه ميل او است چگونه خداوند آن را آفريده و براى روزى بندهگانش آماده ساخته. و