ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨٠ - «گفتار مفسرين در باره شراب بهشتى»
طريق مسخره و استهزاء بايشان در دار دنيا و محتمل است كه از جدّيت و كوشش ايشان در عبادت و زيادى نماز و روزه ايشان ميخنديدند. براى انكار ايشان روز قيامت و پاداش را. و ممكن است كه ضحك ايشان از براى انكار و تعجّب ايشان بوده از قول و عقيده آنها به برگشتن و زنده شدن استخوان پوسيده و خاك شده و محتمل است كه خنده ايشان براى علوّشان در كفر و جهلشان بوده و براى فريفتن مردم عوام كه خود را بر حق و مسلمين بر باطلند ميدانستند لذا ميخنديدند.
((وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ)) هر گاه مؤمنان بر آن دسته مشركان ميگذشتند.
((يَتَغامَزُونَ)) به اينكه بعضى از آنها بديگرى بچشم و ابرو از روى استهزاء اشاره كرده يعنى ميگفتند آيا اين گروه بر حقّند و بر محمّد ٦. وحى نازل شده و او پيامبر است و ما زنده خواهيم شد و امثال اينها.
مقاتل و كلبى گويند: اين آيه در شأن على بن ابى طالب عليه الصّلاة و السّلام نازل شده و اين در وقتى بود كه آن حضرت در ميان جمعى از مسلمين ميآمدند نزد پيامبر ٦. پس منافقين بايشان مسخره كرده و خنديدند و با چشم و ابر و اشاره كردند سپس بسوى ياران و هم كيشان خود بر گشته و گفتند ما اصلع را (يعنى على بن ابى طالب (ع) را) ديديم و بر او خنديديم. پس قبل از آنكه على ٧ با اصحابش به پيغمبر صلّى اللَّه برسند آيه نازل شد.
و حاكم ابو القاسم حسكانى در كتاب شواهد التّنزيل لقواعد التفضيل به اسناد خودش از ابى صالح از ابن عبّاس گويد:( إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا). كسانى كه مرتكب جريمه شدند. منافقين قريش بودند. و( الَّذِينَ آمَنُوا). على بن ابى