ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٠ - تفسير
است.
و النضره: مانند بهجت و طلاقه گشاده رويى و خرّم رويى است. و ضدّ آن عبوس و بور ترشرويى و تيرهگى چهره است. نضر وجهه ينضر نضاره پس اوست ناضر. شاداب و خرّم شد صورت او ....
و النّظر: بر گردانيدن حدقه صحيح چشم است بطرف ديدنى براى ديدن و نظر بمعنى انتظار است چنانچه خداى عزيز فرمود( وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ)[١] يعنى منتظره انتظار دارنده.
و شاعر گفت:
|
وجوه يوم بدر ناظرات |
الى الرّحمن تنتظر الفلاحا |
|
چهرههايى كه در روز جنگ بدر نگاه كننده بسوى خداى بودند و انتظار پيروزى و رستگارى داشتند آن گاه نظر را در فكر استعمال ميكنند و ميگويند نظرت فى هذه المسئله يعنى تفكّرت فكر كردم و از آنست مناظره و بمعناى مقابله هم ميباشد گفته ميشود دور بنى فلان تتناظر يعنى تتقابل مقابله با هم دارند.
و الفاقره: يعنى كاسره شكننده ستون پشت بجهت سختى. و گفتهاند فاقره بمعناى داهيه و آبده مصيبت ابدى و هميشگى.
تفسير:
سپس خطاب نمود خداى سبحان پيامبرش را و فرمود:( (لا تُحَرِّكْ، بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ)) ابن عبّاس گويد: پيامبر ٦ وقتى قرآن
[١] مترجم گويد: در سوره نمل در داستان حضرت سليمان نبىّ على نبيّنا و آله و ٧ و بلقيس ملكه شهر سبا كه بعد از خبر آوردن هدهد و نامه نوشتن آن حضرت إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ و فرستاد آن نامه را بوسيله هدهد براى بلقيس او پس از مشورت كردن با وزيران و اميران خود گفت، وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ تا آخر.