ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٠ - لغات
قول خداى تعالى( (لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ)) و ملحق كردن الف در سلاسل و قوارير نظير الحاق الف است در قول خدا (الظّنونا، و السّبيلا و الرّسولا) شبيه ميشود بالف اطلاق در قوافى شعر از جهت اينكه مانند آن كلام تمام و كامل است.
لغات:
الدّهر: مرور شب و روز و جمعش ادهر و دهور است.
النّطفه: اصلش آب كم و گاهى بر آب زياد هم اطلاق ميشود. امير المؤمنين على ٧ هنگامى كه خوارج را ياد فرمود. گفت كشتارگاه آنها نزديك نطفه يعنى نهر نهروان است و جمع آن نطاف و نطف است.
شاعر گويد:
|
و ما النّفس الّا نطفة بقراره |
اذا لم تكدّر كان صفوا غديرها |
|
و نيست نفس مگر نطفهاى در جايگاهش كه متمايل بكارهاى خير و صلاح است بطبيعت خودش وقتى كه عوارض آن را كدر نكند و هر مولودى به فطرت توحيد و پاك متولّد ميشود.
مفرد امشاج مشيج است و مشجت هذا بهذا يعنى اين را باين مخلوط كردم و اوست ممشوج و مشيج و مفرد ابرار بار و بر است مثل ناصر و انصار.
و الكاس: ظرفيست كه در آن شراب باشد.
عمر بن كلثوم گويد:
|
صددت الكاس عنّا ام عمرو |
و كان الكاس مجراها اليمينا |
|
ام عمرو (كنيه زينت كه مورد نظر شاعر بوده) شراب را از ما دريغ داشت و حال آنكه عادت بر اين جاريست كه از سمت راست شروع ميكنند.