ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٧ - مقصود و تفسير
گناه كنى. اين جمله مبالغه در ارتكاب گناه اوست سپس معتد را توصيف به گناه كرده. بقول خودش( (إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا)) هر گاه بر آن معتد آيات قرآن ما خوانده شود.
((قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ)) گويد اين افسانه گذشتگان و پيشينيان است و تقدير اينكه گويد اين اباطيل و افسانه پيشينيانست يعنى چيزيست، كه گذشتگان رقم زده و نوشتهاند از چيزهايى كه اساس و ريشه ندارد.
((كَلَّا)) حقّا كه ايمان نميآورند. و بعضى گفتهاند: امر چنانچه گفتهاند نيست. آن گاه از سر گرفت و فرمود( (بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ)) يعنى بر دلهاى آنها غلبه كرد( (ما كانُوا يَكْسِبُونَ)) يعنى گناهانشان بر دلهاى آنها غلبه كرد.
حسن و قتاده گويند: رين. گناه بالاى گناه است تا دل بميرد، و تاريك شود.[١] فرّاء گويد: وقتى گناهان از ايشان زياد شد و قلوب و دلهاى ايشان را احاطه نمود. رين و غلبه بر قلوبشان مينمايد.
از عبد اللَّه بن مسعود روايت شده كه گفت: البتّه مرد گناهى را مرتكب ميشود. پس در قلب او نقطه سياهى خواهد شد. آن گاه گناه ديگر ميكند نقطه سياه ديگرى در كنار آن خواهد آمد تا اينكه دل او مانند رنگ گوسفند سياه خواهد شد.
و عيّاشى باسنادش از زراره از حضرت ابى جعفر ٧ روايت
[١] اين آيه از دقيقترين علوم معارف و در نزد اهلش از معجزات نبوّت است و خلاصه ملكاتى كه حاصل براى نفوس ميشود از تكرار اعمال مكرّر از چيزهاييست كه منكرى ندارد. و هر گاه اين ملكات از چيزهايى شد كه منع از ادراك و احساس امور معنويّه و حقايق عقليه نمود. شايسته است كه بر آن اطلاق رين شود مانند غبار آينه و افرادى كه در امور ماديّات و شهوات و علوم آن فرو رفتهاند. بآسانى نيروى فهم عقليّات را ندارند.