ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٧ - لغت
و جايز است كه مصدر كاذبه مكاذبه و كذابا باشد. و بتشديد ممكن است مصدر كذّب باشد.
فرّاء گويد: يك اعرابى در راه مكّه گفت اى ابا ذكريا آيا قصار بهترست نزد تو يا حلق. قصدش اين بود تقصير كنم مويم را بچينم يا سرم را بتراشم و كسى كه( (رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الرَّحْمنِ)) برفع قرائت كرده (ربّ) را اسم اوّل را از جرى كه قبل از آن در قول خدا( (جَزاءً مِنْ رَبِّكَ)) بود قطع كرده و آن را مبدء و الرّحمن خبر او قرار داده سپس استيناف نموده( (لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ)) را و كسى كه( (رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الرَّحْمنِ)) الرّحمن را بجرّ خوانده پيروى كرده دو اسمى را كه قبل از آن مجرور بودند در قول خدا( (جَزاءً مِنْ رَبِّكَ)) و( (رَبِّ السَّماواتِ)) و كسى كه الرّحمن را مرفوع خوانده پيروى كرده( (رَبِّ السَّماواتِ)) جرّى كه در قول خدا( (مِنْ رَبِّكَ)) را و الرّحمن را استيناف گرفته( (لا يَمْلِكُونَ)) را خبر الرّحمن.
لغت:
الحديقه: بهشت و باغ محدود و محاط را گويند. و جمع آن حدائق است و از آنست احدق القوم بفلان. وقتى كه اطراف او را بگيرند و از آنست حدقه چشم براى اينكه پلكها بآن احاطه دارد.
الاعناب: جمع عنب و آن ميوه (انگور) تاكستانست پيش از آنكه خشك شود و چون خشك شد كشمش و مويز خواهد بود.
الكواعب: جمع كاعب و آن دختر و دوشيزه جوانيست كه تازه پستانهاى او بزرگ شده است.
الأتراب: جمع ترب و آن دختر بچّههاى هم سالند كه با يكديگر با