ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٨ - مقصود و تفسير
كرده كه فرمود: نيست هيچ بنده مؤمنى مگر اينكه در قلبش نقطه سفيدى است. پس چون گناهى نمود در اين نقطه سياهى بيرون آيد. پس اگر توبه نمود اين نقطه سياه برود و اگر بگناه مداومت نمود آن نقطه سياه بزرگ و زياد شود تا نقطه سفيد را بپوشاند پس وقتى قلب و آن نقطه سفيد تاريك و پوشيده شد هرگز صاحبش بخير و سعادت بر نگردد. و آن قول خداى تعالى است:
((كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ)).
و حضرت ابو عبد اللَّه صادق ٧ فرمود: قلب تيره و گرفته شود پس هر گاه نعمتها و آيات خدا را بر آن ياد كردى و تذكّر دادى روشن و باز شود ابو مسلم گويد: اعتياد ايشان بكفر و انس و الفت آنها بر آن و غفلتشان پرده و حجابى بر دلهايشان شد پس آنچه سود ايشان است تعقّل نميكنند زيرا نيانديشيدن عواقب و پايان كار و بسيارى گناه و فرو رفتن در فسق و فجور تقويت ميكند دواعى در اعراض از توبه و اصرار بگناه را پس اين مانند غالب بر قلوب شده و بر آن غلبه و حكومت كند (و او را از خدا و عبادت او باز دارد).
ابو القاسم بلخى گويد: در اين آيه دلالت بر صحّت قول عدليّه (اماميّه و معتزله) هست در تفسير طبع و مهر بر دلها و گمراه كردن. براى اينكه خداى تعالى خبر داده كه اعمال بدو آنچه از زشتيها كه كسب نمودهاند غلبه بر قلوب ايشان نمايد.
((كَلَّا)) ابن عبّاس گويد: مقصودش اينست كه تصديق نميكنند. سپس از سر گرفت و فرمود:
((إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ)) حسن و قتاده گويند: يعنى اين گروهى را كه خدا بكفر و فجور توصيفشان كرده در روز قيامت محجوب و ممنوع از