ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٨ - اعراب
خاك بازى ميكنند.
الدّهاق: كاسهها و ليوانهايى است كه مزيدى در پرى آن نيست. و اصل دهق فشار سخت است. ادهقت الكائس ملاتها. كاسه پر و لبريزست گفت «يلذّه بكاسه الدّهاق» به كاسه لبريز لذّت ميبرد.
(عطاء حسابا) يعنى فراوان كافى گفته ميشود (احسبت فلانا) يعنى باندازه كفايت باو دادى تا گفت بس است مرا.
شاعر گويد:
|
و نقفى وليد الحىّ ان كان جائعا |
و نحسبه ان كان ليس بجائع |
|
ايثار ميكنم ما در بچّه را اگر گرسنه باشد و اگر هم نباشد آن قدر باو ميدهيم تا بگويد بس است.
شاهد اين بيت كلمه بخشنده است كه باندازه كافى دادن است.
اصمعى گويد: گفته ميشود حسبت الرّجل به تشديد: يعنى او را اكرام نمودم. و سرود:
|
اذا اتاه ضيفه بحسبه |
من حاقن او من صريح يحلبه |
|
وقتى ميهمانى براى او آمد او را احترام نمايد و پذيرايى كند از شيرى كه در ظرف است و يا از پستان بدوشد.
شاهد در اين بيت كلمه بحسبه است كه بمعنى اكرام آمده.
اعراب:
حدائق بدل از قول خداى تعالى (مفازا) بدل بعض از كلّ، و همچنين است ما بعد آن. و اترابا صفت كواعب است. جزاء منصوب بمعناى اينكه البتّه براى پرهيزكاران رستگاريست. يعنى پاداش دهد ايشان را