ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨٩ - شرح لغات
حالا بعد حال يك مرتبه مانند مهل و يك بار مثل دهان يعنى مرهم.
ابن مسعود گويد: لتركبنّ يا محمّد طبقا عن طبق و مجاهد گويد: امرا بعد امر و حسن گويد: حالا عن حال و منزلا عن منزل. ابو عبيده گويد لتركبنّ سنة كسى كه قبل از شما بود.
ابو على گويد: كسى كه باء را فتحه داد. اراده كرده پيامبر ٦ را و كسى كه ضمّه داده باء را اراده كرده پيامبر ٦ و غير او را. و ضمّه بمعناى مفتوحه ميآيد. و تفسير كردهاند طبقا عن طبق را به حال بعد حال و مثل آنچه تفسير كردهاند از اينكه معناى «عن» معناى بعد است قول اعشى ميباشد.
|
ساد و الفى رهطه سادة |
و كابرا سادوك عن كابر |
|
آقايى كرد و خويشان او با سيادت و آقايى الفت داشتند و بزرگى بر تو سيادت كردند بعد از بزرگى مقصودش كابرا بعد كابر است پس عن متعلّق به سادوك. و متعلّق بكابر نيست و اين را در قول نابغه بيان كردهاند:
|
بقيّة قدر من قدور تورثت |
لآل الجلاح كابرا بعد كابر |
|
باقيمانده ديكى از ديكهايى كه بميراث رسيد. براى خاندان جلاح (نعمان) بزرگى بعد از بزرگى. در اين دو بيت مدح نموده نعمان را به ميهمان دوستى در ديكها و ظرفهايى كه از پدرانش باو ارث رسيده بود. و گفتند بعد از تب عرق كرد.
شرح لغات:
الانشقاق: يعنى افتراق و جدايى كشيدگى از بستگى پس هر انشقاق و شكافى افتراق و پراكندگى است ولى هر افتراقى. انشقاق نيست.