ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٧٣ - شرح لغات
بودن آنست و خشبويى آن با خوش طعمى و مزگى باشد. و اين مانند قول خدا.( كانَ مِزاجُها كافُوراً).( كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا). طبيعت آن آب مانند، كافور خنك و معطّر. و يا مانند زنجبيل گرم و تند شيرين است. يعنى زبان احساس خنكى و يا گرمى آن ميكند.
و امّا قول كسايى. خاتمه. پس البتّه معناى آن آخر و پايان آن ميباشد چنانچه خاتم النّبيّين آخر پيامبران ميباشد. پس ختام مصدر و خاتم اسم- فاعل است مانند طابع و تابل. و عرب خاتم بفتح تاء و خاتم بكسر و خاتام، و ختيام ميگويد: سيبويه گويد: ابو عمرو هثوب الكفّار را ادغام كرده و ادغام لام در ثاء نيكوست. گر چه از ادغام لام در راء در خوبى كمتر است براى تقارب و نزديكى لام براء. و جايز است. ادغام لام را در ثاء. براى اينكه گاهى لام را در شين ادغام كردهاند. در آن بيتى كه گويد: هشيء يكفيك لائق مقصودش اينست هل شىء .. آيا چيز لا يقى هست كه تو را كافى باشد.
شرح لغات:
علّيون: علوّ (يعلو) فعل مضاعف است و براى همين با واو و نون از جهت تفخيم و تعظيم شأن آن و تشبيه كردن بچيزى كه در عظمت شأن معقول است.
جمع آمده است. و آن مراتب عاليه ايست كه محفوف و محاط بجلالت و بزرگى باشد. شاعر گويد:
|
فاصبحت المذاهب قد اذاعت |
به الاعصار بعد الوابلينا |
|
پس صبح كردند مذهبها در حالى كه قوم هر چه در حوضى كه با خاك در آن ريخته بود بعد از بارش آشاميده بودند اراده كرده قطره بعد از قطره نامحدود و همين طور تعظيم و بزرگداشت مقام عددى كه بر عدد واحد و آحاد نيست مانند