ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٤ - دليل
تعالى را( (مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ)) و از دليلهاى آنكه بتخفيف خوانده گفته خدا( (فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ)) و دليل آنكه لابثين بالف قرائت كرده آمدن مصدر است بر وزن و فعل لبث و او از باب شرب يشرب (شربا) و لقم يلقم (لقما) (لبث يلبث لبثا) است نه از باب فرق يفرق زيرا اگر از اين باب بود هر آينه مصدر آن مفتوح العين ميشد. پس وقتى ساكن شد (عين الفعل) لازم است كه اسم فاعل آن بر وزن فاعل مثل شارب و لا قم باشد چنانچه لبث مثل لقم است.
و كسى كه لبثين قرائت كرده اسم فاعل را فعلا قرار داده و گاهى غير حرفى از اين قبيل بر وزن فاعل و فعل آمده است. و كذاب مصدر كذب چنانچه كلام مصدر كلم و همين طور است قاعده در آنچه زيادتر بر سه حرف باشد بلفظ فعل و در آخرش الفى زياد شود مثل قول تو كه مىگويى (اكرمته اكراما) و امّا تكذيب پس سيبويه خيال كرده كه تاء عوض از تضعيف و يائى كه قبل از لام الفعل است مثل الف است و امّا كذاب. مصدر كذب است.
اعشى گويد:
|
فصدقته و كذّبته |
و المرء ينفعه كذّابه |
|
پس او را تصديق نموده و تكذيب كردم. و تكذيب كنندهگان سود ميدهند آدمى را پس آن مثل كتاب مصدر كتب است و امّا كذّاب بضمّ كاف پس ابو حاتم گفته وجهى براى آن نيست مگر اينكه جمع كاذب باشد، و منصوب بر حاليّت باشد يعنى و تكذيب كردند بآيات ما در حال كذبشان.
طرفه گويد: