ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٢٨ - تفسير و مقصود
گويند: وقتى خدا آنچه استحقاق داشت از عوضها بآنها داد آنها را خاك گرداند.
((وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ)) يعنى آب گوارا و شيرين آنها را بر آب شورش ريخته و آب شورش را بر آب شيرينش آميخته تا پر شود.
مجاهد و مقاتل و ضحّاك گويند: مقصود اينكه بعضى از درياها جارى در بعضى ديگر شود تا تمام درياها يك دريا شود و فاصله از ميان آنها بر داشته شود. و بگفته ابن عبّاس بر افروخته شود پس آتشى شعله ور گردد و بگفته حسن و قتاده. خشك شده و آبش تماما بخار و يا بزمين فرو رفته و يك قطره از آنهم نماند. و بگفته جبائى پر از چرك و خون و كثافتى كه از بدنهاى اهل آتش در آتش روانست گردد. و اراده كرد بحار جهنّم را زيرا درياهاى دنيا كه تمامى فانى و نابود شدهاند.
((وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ)) عمر بن خطاب و ابن عبّاس و مجاهد و حسن و قتاده گويند: يعنى آن گاه كه هر انسانى نزديك بشكل و مثل خود ميشود و خود را باو ميچسباند و از انسان تعبير بنفس شده و گاهى هم از روح تعبير به نفس شده. پس مقصود اينست كه هر انسانى نزديك بمثل خودش از اهل آتش و اهل بهشت ميگردد. و بگفته عكرمه و شعبى و ابى مسلم. آن گاه كه ارواح باجساد نزديك شده و زنده ميشوند و بگفته جبائى آن گاه كه فريب خورده به كسى كه گوش زده و فريبش داده از انسان يا شيطان نزديك ميشود (تا حق خود را بگيرد) و بگفته عطاء و مقاتل. آن گاه كه صالحين از مؤمنان بحور العين، نزديك شده و با آنها ازدواج ميكنند و نفوس كافران با شيطانها نزديك ميشوند.
((وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ)) ابن عبّاس گويد: يعنى هنگامى كه دخترك