ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٦ - لغت
چون اين فعل را مخفى داشت و ظاهر نكرد. تفسير نمود بقول خودش( (أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً)) مهيّا ساخت بر ايشان شكنجهاى دردناك. و اين بيشتر از آنست كه شاهدى برايش آورده شود.
زجاج گويد: نحويها ميگويند اعطيت زيدا و عمرا اعددت له برّا. پس اختيار ميكنند نصب عمر را بر اين معنا كه و بررت عمرا اعددت له برا.
شاعر گويد:
|
اصبحت لا احمل السّلاح و لا |
املك رأس البعيران نفرا |
|
|
و الذّئب اخشاه ان مررت به |
وحدى و اخشى الرّياح و المطرا |
|
صبح نمودم در حالى كه نميتوانم اسلحه با خود بردارم و اگر شترم بگريزد قدرت گرفتن آن را ندارم و اگر تنهايى به گرگ بر خورد كنم ميترسم از باد و باران به واسطه ناتوانى و پيرى.
لغت:
الاسر: اصل و ريشه آن بستر است و از آنست قطب مأسور اى مشدود يعنى پالان شتر كه بسته بشتر است و از آنست اسير براى اينكه او را محكم مىبستند بقيد و كند و گفته ايشان (خذ باسره) يعنى بگير كمر او را پيش از آنكه فرار كند پس زياد شد استعمال آن تا بمعناى تمامش را بگير شد.
اخطل شاعر گويد:
|
من كلّ مجتنب شديد اسره |
سلس القياد تخاله مختالا |
|
از هر اسب يا چيزى كه در كنار است محكم بسته شده كشيدن آن سهل است كه خيال ميكنى آن را كه متكبّر و خود خواه است، شاهد اين بيت كلمه شديد اسره است.