ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣ - تفسير
بوده پس از آن بنماز پنجگانه منسوخ شد.
عبد اللَّه بن عبّاس گويد: وقتى اوّل سوره مزمّل نازل شد مسلمين مانند شب خيزى در ماه رمضان بر ميخواستند و بين اوّل و آخر سوره يك سال فاصله شد.
حسن و عكرمه گفتهاند كه آخر اين سوره اوّل آن را نسخ نموده است، و حال اينكه در ظاهر آيات چيزى كه مقتضى نسخ باشد نيست پس بهتر اين است كه كلام بر ظاهر خودش تفسير شود كه قيام شب (بنماز و عبادت) مستحبّ مؤكد و مرغوب فيه است نه واجب.[١]
[١]( نماز شب و آثار آن مترجم: محمّد بن علىّ الشّريف الرّازى گويد: اخبار درباره فضيلت نماز شب بسيار است و ما تيمّنا چند حديثى از آن را در اينجا ياد نموده و تقديم دوستان مينمائيم باشد كه موجب توفيق و تشويق شده و اين فقير را هم ياد نمايند.
١- در وسائل الشّيعه از كلينى صاحب اصول كافى باسنادش از معاوية بن عمّار گفت شنيدم حضرت صادق ٧ ميفرمود( در وصيّت پيغمبر ٦) بعليّ ٧
اوصيك فى نفسك بخصال فاحفظها
. تو را سفارش ميكنم بخصالى در شخص خودت( تا اينكه فرمود)
عليك بصلاة اللّيل و عليك بصلاة اللّيل و عليك بصلاة اللّيل
. بر تو باد بنماز شب، بر تو باد بنماز شب. بر تو باد بنماز شب.
٢- در همان كتاب از كلينى باسنادش از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت صادق ٧ روايت نموده كه فرمود شرافت مؤمن نماز شب او و عزّت مؤمن نگاهدارى اوست خود را از اعراض مردم يعنى غيبت نكردن از آنان و آزار كردن آنها.
٣- شيخ صدوق عليه الرّحمه در كتاب خصالش از پدرش باسنادش از عبد اللَّه بن سنان از حضرت ابى عبد اللَّه صادق ٧ آورده كه گفت پيامبر ٦ به جبرئيل فرمود مرا موعظه كن، جبرئيل گفت اى محمّد هر طور خواستى زندگى كن كه خواهى مرد. و دوست بدار هر چه را كه خواهى كه از او جدا خواهى شد. و آنچه خواهى بكن كه آن را خواهى ديد. و بدان كه شرافت مؤمن نماز شب او و عزّتش خود دارى از غيبت كردن مردم و ايذاء آنهاست.
همين بزرگوار( يعنى شيخ صدوق) باسنادش از حضرت صادق( ع) در قول اللَّه عزّ و جلّ كه ميفرمايد(( إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ)) فرمود كه نماز شب مؤمن گناهان روز او را از بين ميبرد.
٥- باز باسنادش از رسول خدا ٦ روايت نموده كه فرمود: هر كس نماز شب بخواند در روز نورانى و زيبا شود.
٦- و نيز باسنادش از حضرت صادق ٧ آورده كه فرمود
عليكم بصلاة اللّيل
بر شما باد به مواظبت بر نماز شب كه آن سنّت پيغمبر شما و روش صالحين قبل از شما و دور كننده دردها از بدنهاى شماست.
٧- و باسنادش از حضرت صادق ٧ روايت نموده كه نماز شب صورت را سفيد و بوى را نيكو و رزق را فراوان ميكند.
٨- و باسنادش از ابى بصير از حضرت صادق ٧ از پدران بزرگوارش از على بن ابى طالب : حديث نموده كه فرموده قيام شب موجب تندرستى بدن و خشنودى پروردگار و تشبّه باخلاق پيامبران و تعرّض رحمت حقّ تعالى است.
٩- و باسنادش از حضرت صادق ٧ روايت نموده: كه فرمود( صلاة اللّيل) نيكو و زيبا ميكند صورت و خوب ميكند اخلاق و خوشبو ميكند بوى و فراوان ميكند روزى و اداء ميكند قرض و غصّه را از دل ميبرد و نور چشم را زياد ميكند.
١٠- شيخ صدوق در كتاب مجالس خود باسنادش از عبد اللَّه بن عبّاس روايت نموده كه گفت: پيامبر خدا ٦ فرمود: در( حديثى) كسى كه توفيق نماز شب خواندن روزى او شود از مردان و زنان بر خيزد براى خدا پس وضو ميسازد و نماز بخواند براى خدا بنيّت راست و قلب سالم و بدن خاشع و چشم گريان خداوند ٩ صف از فرشتگان پشت سر او قرار ميدهد كه در هر صفىّ عدد آنان را جز خداوند كسى نميداند و طول هر صف بمساحت و طول مشرق تا مغرب است و وقتى از نمازش فارغ شد خداوند بعدد آنان براى او درجه مينويسد.
١١- و نيز در علل الشّرائع خود باسنادش از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت نموده كه گفت شنيدم رسول خدا ٦ ميفرمود خداوند ابراهيم را خليل خود نگرفت مگر براى ميهمان دارى و نماز شب خواندن او در حالى كه مردم خوابند.
١٢- در همان كتاب باسنادش از رسول خدا ٦ آورده كه فرمود دو ركعت نماز در دل شب محبوبتر است نزد من از دنيا و آنچه در آنست.
١٣- در علل و عيون آورده شد باسنادش از على بن موسى الرّضا ٨ از پدرش از جدّش روايت نموده كه از على بن الحسين ٨ پرسيدند چرا شب زنده داران از زيبا صورتان مردمند فرمود: چون آنان ميان خود و خداى خود خلوت كردهاند خداوند از نور خود بر آنها پوشانيده است.
١٤- شيخ مفيد رحمه اللَّه در كتاب مقنعه خود از رسول خدا٦ آورده كه: فرمود وقتى بنده خدا از خوابگاه لذيذ و گرم خود بر ميخيزد و كسالت و خواب در چشمان اوست بنماز شبش خدا را خشنود سازد خداوند عزّ و جلّ مباهات نمايد باو بفرشتگان خود و گويد آيا اين بنده مرا نميبينيد كه بر خاسته از خوابگاه لذيذ خود براى نمازى كه من بر او واجب نكردهام گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.
روايات بيش از اين است كه ذكر شود براى نمونه ١٤ حديث از وسائل الشّيعه جزء ٥ ص ٢٤٨ تا ٢٧٧ ياد نموديم و مناسب است كه در اين زمينه نيز ابياتى براى روشن دلان بنگارم.
|
پيش از سحرگهان كه ندا در دهد خروس |
بيدار شو كه خفته قرين است بافسوس |
|